شمارهٔ ۱۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف تجربیات و احساسات خود پرداخته و از نوشیدن شراب به عنوان نمادی از لذت و فراموشی یاد کرده است. او بر این نکته تأکید دارد که زندگی او را تنها رنج و غم تشکیل میدهد و هرچند که تلاشهای بسیاری کرده، تأثیری بر سرنوشتش نداشته است. شاعر همچنین به یاد عشق بیوفایش اشاره میکند و از مشکلاتی که در رابطهاش با معشوق دارد، سخن میگوید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زندگیاش جز درد و اندوه، حقیقتی ندارد و در این حال به مرگ نیز به عنوان یک راه تسلی نظر میکند.
تا که در ساغر شراب صاف بیغش کردهایمبر سر غم خاک از آن آب چو آتش کردهایم
هوش مصنوعی: ما تا زمانی که در لیوان شراب، نوشیدنی خالصی قرار دادهایم، بر اثر غم و اندوهی که داریم، قلب خود را مانند آتش داغ کردهایم.
قدر ما در میکشی میْخوارگان دانند و بسچون به عمری خدمت رندان میْکش کردهایم
هوش مصنوعی: ارزش و مقام ما تنها توسط مینوشیدگان شناخته میشود و بس؛ زیرا ما عمری در خدمت این رندان و دلخوشها بودیم و تلاش کردهایم تا آنها را راضی نگه داریم.
سعی و کوشش چون اثر در سرنوشت ما نداشتبیجهت ما خاطر خود را مشوش کردهایم
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش ما تاثیری در سرنوشتمان نداشته است و به همین خاطر بیدلیل ذهن خود را ناراحت کردهایم.
نقشهای پرده دل تا که گردد آشکارچهره را با خامه مژگان منقش کردهایم
هوش مصنوعی: نقشهایی که در دل داریم، زمانی که نمایان شود، چهره را با خط چشمانم زیبا کردهایم.
چشم ما چون آسمان پروینفشان دانی چراستبس که دیشب یاد آن بیمهر مهوش کردهایم
هوش مصنوعی: چشمهای ما مانند آسمان پرستاره است، میدانی چرا؟ چون شب گذشته به یاد آن معشوق بیرحم و زیبا فکر کردهایم.
دست ما و شانه هرگز عقده از دل وا نکردگرچه با زلف تو یک عمری کشاکش کردهایم
هوش مصنوعی: ما هرگز نتوانستیم از دل خود گرهای را باز کنیم، حتی اگر برای یک عمر با موهای تو درگیر بودهایم.
فرخی چون زندگانی نیست غیر از درد و غمما دل خود را به مرگ ناگهان خوش کردهایم
هوش مصنوعی: فرخی، چون زندگی چیزی جز درد و غم ندارد، ما دل خود را برای مرگ ناگهانی آماده کردهایم و به آن رضایت دادهایم.