شمارهٔ ۱۶۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره دارد و از عشق و وابستگی عمیقش صحبت میکند. او از دلبستگیاش به زلف معشوق میگوید و بیان میکند که در راه عشق، حتی به خاک زیر پا نیز تن降 میکند. شاعر به تنهایی و تلاش بیوقفهاش برای رسیدن به معشوق اشاره میکند و این که هیچکس مانند او در جستجوی معشوق نیست. او به ناز و زیبایی معشوق اشاره میکند و در نهایت به حالت مستی و سرخوشیاش از عشق و زیبایی میپردازد، چرا که این احساس همیشه با او خواهد بود.
دیدی آخر به سر زلف تو پابست شدمپا در آن سلسله نگذاشته از دست شدم
هوش مصنوعی: در نهایت، دیدی که من به زلف تو وابسته و گرفتار شدم، به طوری که حتی یک قدم هم نتوانستم از آن رشتهی محبت بردارم و از دست تو جدا شوم.
ننهادی قدمی بر سرم ای سرو بلندگرچه در راه تو من خاک صفت پست شدم
هوش مصنوعی: ای سرو بلند، تو هیچگاه قدمی بر سر من نگذاشتی، هرچند در مسیر تو، من به خاطر پستی خودم به خاکی بدل شدم.
کس چو من در طلب شاهد آزادی نیستزانکه با نیستی از پرتو آن هست شدم
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من در جستجوی معشوقی که زندهام بکند، نیست؛ چرا که من از طریق نبودن، به روشنایی او دست یافتهام.
ناوک ناز تو پیوسته شد از شست رهاناز شست تو که من کشته آن شست شدم
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو همیشه مانند تیر از انگشت رها میشود؛ اما من به خاطر آن زیبایی به شدت عاشق و گرفتار شدم.
تا ابد مستیم از جلوه ساقی باقیستزانکه از آن می باقی ز ازل مست شدم
هوش مصنوعی: ما همواره در حالت نشئگی و شادی ناشی از زیبایی و لطف ساقی هستیم؛ چرا که از آن شراب ابدی، از آغاز عالم مست شدهام.