شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به نابسامانی و انحطاط دینی و فرهنگی در جامعهای اشاره دارد که به سمت کفر و فساد رفته است. شاعر به تضعیف ایمان مسلمانان و جایگزینی عیسی بهجای خدا در نماز اشاره میکند و از وضعیتی ناراحت است که مردم به تعالیم غیر اسلامی روی آوردهاند. او به صاحب الزمان (مهدی موعود) اشاره کرده و از او میخواهد که به اوضاع نابسامان مردم نظر افکند. در کل، این شعر انتقادی به وضعیت انجام وظایف دینی و سقوط اخلاقی در جامعه دارد و بر لزوم بازگشت به اصول دین اسلام تأکید میکند.
سخت بسته با ما چرخ، عهد سست پیمانیداده او به هر پستی، دستگاه سلطانی
هوش مصنوعی: چرخ روزگار با ما به سختی میچرخد و هر بار که ما را به مشکلات دچار میکند، آن هم به خاطر وعدههای بیپایه و سستش که به چیزهای پست و کمارزش داده شده است، هر چند که در ظاهر به نظر میرسد که در سلطنت و قدرت قرار دارد.
دین ز دست مردم برد، فکرهای شیطانیجمله طفل خود بردند، در سرای نصرانی
هوش مصنوعی: مردم دین را از دست دادند و افکار شیطانی خویش را به همراه کودکان خود به خانهای متعلق به مسیحیان بردند.
ای دریغ از این مذهب، داد از این مسلمانی
هوش مصنوعی: ای کاش از این دین و آیین که داریم، افسوس که این نوع مسلمان بودن ما چه دردناک است.
صاحب الزمان یکره سوی مردمان بنگرکز پی لسان گشتند، جمله تابع کافر
هوش مصنوعی: نگاه کن به مردم زمانهات که تنها به ظواهر و حرفها توجه دارند و در پی آنها به کفر گرایش پیدا کردهاند.
در نمازشان خوانند، ذکر عیسی اندر برپا رکاب کن از مهر، ای امام بر و بحر
هوش مصنوعی: در نمازهایشان، ذکر عیسی را میخوانند. ای امام، به خاطر محبت، بر روی زمین و دریا حرکت کن.
پیش از اینکه این عالم، رو نهد به ویرانی
هوش مصنوعی: قبل از آنکه این دنیا به نابودی برود،
در نمازشان گشتند، جمله آگه و معتادگرچه نبود ایشان را، از نماز ایزد یاد
هوش مصنوعی: در هنگام نماز، همه به آن آگاه و عادت کرده بودند، هرچند برخی از آنها به طور واقعی نماز نمیخواندند، اما یاد خدا در دلشان بود.
شخص گبرشان عالم مرد ارمنی استادبهر درس خوش دادند، دین احمدی بر باد
هوش مصنوعی: شخصی از قوم زرتشتی به استاد ارمنی که در علم و دانش سرآمد بود، تقدیر میکند و میگوید که او برای تدریس بسیار خوب و ماهر است، اما دین اسلام و آموزههای آن تحت تأثیر قرار گرفتهاند و از بین رفتهاند.
خاکشان به سر بادا، هر زمان به نادانی
هوش مصنوعی: آنها هر بار که نادانی میکنند، انگار خاک به سرشان میریزد.