شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عید نوروز و جشنهای گذشته اشاره میکند و با حسرت از افت جامعه و ویرانی کشور میگوید. او از هموطنان خود میپرسد که شکوه و عظمت ایران کجا رفته و جلال و ناموس وطن و زحمات وزیران در کجا قرار دارد. شاعر به یاد روزهایی میافتد که غرشی چون شیران در سرزمین ایرانیان بود و پیشبینی میکند که روزی دوباره هنر و شکوه ایرانی به نمایش درخواهد آمد.
عید جم گشت ایا ماه منوچهر عذاربنما تهمتنی خون سیاووش بیار
هوش مصنوعی: عید جشن و شادمانی فرا رسیده است، ای ماه زیبای منوچهر، چهره خود را به نمایش بگذار و خون سیاووش را به یاد بیاور.
آخر ای هموطنان شوکت ایران به کجاستعلم و ناموس وطندوست وزیران به کجاست
هوش مصنوعی: ای هموطنان، افتخار و عظمت ایران کجاست؟ کجا رفتهاند علم و شرف کشوردوستی وزرا؟
این همان بیشه بود، غرش شیران به کجاست. . .
هوش مصنوعی: این همان جنگل است؛ صدای غرش شیران دیگر کجاست؟
نه نماند و نه بماند به چنین ویرانیروزی آید که ببینی هنر ایرانی
هوش مصنوعی: نه چیزی از ویرانی باقی میماند و نه چیزی برای ماندن خواهد بود، روزی خواهد آمد که تواناییهای هنر ایرانی را ببینی.