شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: دوش، محبوب من به شهر آمد و با طعمی مستکننده همه را تحت تأثیر قرار داد. شهر پر از شوق و هیجان شد و همه به زیبایی او نظاره کردند. او همچون شمعی درخشید که توجه همه را جلب کرد. اما در شب دیگری که چنین حالتی تکرار شود، احساسات درون همه در خطر است و ممکن است فریاد و زاری به پا کند.
دوش دلبند من آن مهر گسلآنکه زو ماه به خوبی است خجل
هوش مصنوعی: شب گذشته معشوقهام که چهرهاش همچون ماه است، با آن زیبایی که دارد، باعث شد که حتی ماه نیز از زیبایی او شرم کند.
مست و مدهوش در آمد در شهرشهر را ولوله زو شد حاصل
هوش مصنوعی: مرد میخانهای و سرمست وارد شهر شد و با ورود او، شور و شوقی در شهر ایجاد شد.
شمع در پیش و جهانی زن و مردشده نظاره آن شمع چگل
هوش مصنوعی: شمعی روشن در جلو قرار دارد و همه زن و مرد به تماشای آن مشغولاند تا ببینند چقدر درخشان و زیباست.
دست شنگانه بر آورده ز چاکپای مستانه فرو برده به گل
هوش مصنوعی: دست زیبای او را از شکاف پایش به آرامی به درون گل فرو برده است.
به یکی شب که ازین شکل برفتدر همه شهر نه جان ماند و نه دل
هوش مصنوعی: یک شب که یک نفر از این شکل و شمایل رفت، در تمام شهر نه کسی زنده ماند و نه دلی.
گر شبی دیگر ازین دست کندما و فریاد و در شاه قزل
هوش مصنوعی: اگر شبی دیگر مانند این شب با ما رفتار کند و فریاد کند و در کارهای بزرگ و مهم با ما درگیر شود.