شمارهٔ ۶۹
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از غم و درد خود میگوید و میپرسد که چقدر باید به عشوه و ناز معشوق خوشحال بماند در حالی که او خود در حال مرگ است. او احساس میکند که معشوق در کشتن او جدی است و از او میخواهد که به جای این بازیهای شیرین، کمی به او توجه کند. شاعر به تلخی زندگی اشاره میکند و خواهان این است که معشوق به خوبی و سرمایهگذاری در روزهای آینده توجه کند، نه اینکه او را در بند عشق و دلتنگی نگه دارد.
مرا فرسوده غم چند داری؟به عشوه تا کیم خرسند داری؟
هوش مصنوعی: چقدر دیگر شکنجهام میکنی؟ تا کی با ناز و عشوهات مرا راضی میکنی؟
به جد می بینمت در کشتن منبه خون من مگر سوگند داری؟
هوش مصنوعی: به جد می بینم که تو در کشتن من جدی هستی، و آیا به خون من سوگند نمیخوری؟
مرا از تست عیش تلخ چون دهرچه باشد کز دو لب پر قند داری؟
هوش مصنوعی: من از عشق تو، تلخیهای زندگی را احساس نمیکنم، زیرا لبهای تو شیرینی دارند.
به خوبی در جهان سودی همی کنکه این سرمایه روزی چند داری
هوش مصنوعی: به طور خوب و مفید در دنیا عمل کن، چون ممکن است این کارها روزی به نفع تو باشد.
روا داری چنین کز بهر بوسی؟مجیر خسته را در بند داری
هوش مصنوعی: آیا این درست است که به خاطر بوسهای اینطور رفتار میکنی؟ آیا تو کسی را که در رنج و زحمت است، به بند کشیدهای؟