شمارهٔ ۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و نشاندهندهٔ عشق عمیق شاعر به اوست. شاعر بیان میکند که همهٔ زیباییها و جذابیتها در معشوق خلاصه شده و هیچ کس نمیتواند مانند او باشد. با وجود دوری از معشوق، شاعر همچنان در دلش او را دارد و ابراز میکند که این دوری عجب و عجیب است. او همچنین از ناامیدی و بیوفایی سایرین سخن میگوید و تصریح میکند که او خود را بیوفا نمیداند، بلکه بیوفایی از آن معشوق است که باعث درد و رنج او شده است. شاعر در نهایت خواهان شادی و خوشبختی معشوق است، حتی اگر خود در رنج باشد.
ای به حسن آفت جهان که توییکه شناسد ترا چنان که تویی؟
هوش مصنوعی: ای زیبایی که در جهان مانند تو وجود ندارد، چه کسی میتواند تو را آنچنان که هستی بشناسد؟
همه عالم بتان عشوه دهندنه ازین دست دلستان که تویی
هوش مصنوعی: همه موجودات در دنیا فریب و دلربایی دارند، اما این دلرباییای که تو داری، هیچکدامش به پای تو نمیرسد.
از تو دور اوفتاده ام عجب استاین چنین در میان جان که تویی
هوش مصنوعی: عجب است که من از تو فاصله گرفتهام، در حالی که تو در عمق جان من هستی.
گفتی آیی درین میان که منممن که باشم در آن میان که تویی؟
هوش مصنوعی: گفتی که در اینجا خواهی آمد، اما من میپرسم که من کجا هستم وقتی تو در اینجا هستی؟
بی وفا خواندیم چه می خوانیخسته ای را بدان زبان که تویی
هوش مصنوعی: خواندن نامهربانیهای تو را به چه دلیلی ادامه میدهی؟ خستهای را با زبانی که خود تو استفاده میکنی، درک کن.
نیک دانی که بی وفا نه منمای نکو روی بد گمان که تویی
هوش مصنوعی: خوب میدانی که ناسازگار و بیوفا من نیستم، ای چهره زیبا، بدگمانی نکن که این تو هستی که چنین میکنی.
گر به درد تو شاد نیست مجیربی وفا باد همچنان که تویی
هوش مصنوعی: اگر مجیر به خاطر درد تو خوشحال نیست، به حالش غم مخور، چون خودت نیز وفادار نبودی.