شمارهٔ ۱۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناتوانی انسانها در برابر حوادث و تقدیر اشاره میکند و میگوید که هیچکس از آزار زمانه در امان نیست. او به مشکلات و موانعی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند از زوال و نابودی خود جلوگیری کند. کسانی که امیدوار به زندگی بهتر هستند، اغلب دچار ناامیدی میشوند و بر سر شمع امیدی که در دل دارند، تنها سراب میبینند. شاعر به این نکته نیز اشاره میکند که در نهایت، هیچ کس نتوانسته به واقعیات زندگی فرار کند و همه ما با ناامیدی و دردهای این دنیا روبهرو هستیم. او از خوان نعمت الهی سخن میگوید و به یاد میآورد که هیچکس نمیتواند بهراحتی از آن بهرهمند شود. در پایان، شاعر به مخاطب هشدار میدهد که از گذر زمان و بیثباتی دنیا ناامید نشود، زیرا ارزشی که به دست میآید، غالباً بدون زحمت نیست.
کس را فلک ز دست حوادث امان ندادعنقاست داد او که ازو کس نشان نداد
هوش مصنوعی: هیچکس از دست اتفاقات و حوادث روزگار در امان نمانده است؛ مانند پرنده افسانهای عنقا، که هیچکس نشانی از او ندارد.
مرغی که بی مراد بر این آشیان نشستاو را جز از مضیق زوال، آشیان نداد
هوش مصنوعی: مرغی که بدون هدف و خواسته در این مکان فرود آمد، جز اینکه با سختی و زوال مواجه شود، جایی برای زندگی نداشت.
بر شاخ عمر هیچ کسی غنچه ای ندیدکان غنچه را بهار به دست خزان نداد
هوش مصنوعی: هیچکس در طول عمرش به غنچهای دست نیافت، زیرا آن غنچه هرگز به بهار نمیرسد و در نهایت به دست خزان از بین میرود.
فرسود عمر خلق بر امید سود اووین ساده جز به مایه اصلی زیان نداد
هوش مصنوعی: عمر مردم در آرزوی بهرهوری از سرمایهها سپری میشود، اما این فرد سادهدل هیچ سودی جز به خاطر سرمایه اصلیاش به دست نیاورده است.
برخوان او نواله خوش هست لیکن اوکس را ز خوان، نواله بجز استوان نداد
هوش مصنوعی: او غذای خوشمزهای را میخواند و آماده میکند، اما هیچ کس جز سنگ را از سفرهاش نمیخورد و سهمی نمیبرد.
بس کس که کرد دیده خود خانی از سرشگکین نیلگون سپهر مرا ملک خان نداد
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که به خاطر غم و اندوه خود اشک ریختهاند و هرگز به رفاه نرسیدند، در حالی که من، با وجود تمام مشکلات، هیچ دلیلی برای تسلیم شدن ندارم و دنیای من نباید به این وضعیت دچار شود.
گو کیست کز سپهر نمی دید و خون نخورد؟یا کیست کز زمانه جوی خورد و جان نداد؟
هوش مصنوعی: کیست که از آسمان به دور مانده و از درد و رنج بینصیب بوده است؟ یا کیست که از سختیهای زمانه گذر کرده و جانش را فدای آن نکرده است؟
مسکین جهان چگونه دهد جامه ای کزان؟یک ریشه نقش بند به دست جهان نداد
هوش مصنوعی: مسکین، چگونه ممکن است که این دنیا به کسی چیزی بدهد که خود از آن بیبهره است؟ هیچکس از این جهان به کسی چیزی را به ارث نمیبرد.
از صرف روزگار مجوی ای مجیر هانچیزی که او به هیچ گرانمایه آن نداد
هوش مصنوعی: ای مجیر، از تغییرات و ناپایداریهای زندگی دنبال چیزی نباش که ارزش زیادی داشته باشد، زیرا او هیچگاه آن را نخواهد داد.