شمارهٔ ۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به اندوه و غم از دست دادن دوستان و نزدیکان اشاره میکند. او lament میکند که همه یاران و دوستان شایستهاش رفتهاند و این غم برایش سنگینتر شده است چون دیگر هیچ غمخوار و همدل در زندگیاش باقی نمانده است. او از خوشیهای گذشته، مانند نوشیدن باده و عشقبازی، یاد میکند و میگوید که این لذتها دیگر معنایی ندارند زیرا دوستانش دیگر در کنار او نیستند. شاعر به این مسئله میپردازد که حتی نام عزیزانش نیز باقی مانده اما خودشان نیستند و از پایان دوستی و همراهی در جهان گله میکند. در نهایت، او با احساس تنهایی و ناامیدی از وجود حوادث تلخ در زندگیاش صحبت میکند و از سختیهای زمانه شکایت دارد.
ای دریغا کان همه شایسته یاران رفته اندوان ستوده دوستان و دوستداران رفته اند
هوش مصنوعی: ای کاش همه یاران خوب و شایستهای که بودند، دیگر نیستند و کسانی که ستایشگر دوستان و علاقهمندان بودند هم دیگر در میان ما نیستند.
گرچه غم بد پیش ازین با غمگساران سهل بوداین زمان غم شد فزون کان غمگساران رفته اند
هوش مصنوعی: با وجود اینکه پیشتر اندوه و غم با کسانی که به تسلای دل میپرداختند، آسانتر بود، اما اکنون غم بیشتر شده است، زیرا آنها رفتهاند و دیگر در کنارم نیستند.
هست دوری کز ظریفان هیچ کس نامد پدیدوین عجب تر کز میانه صد هزاران رفته اند
هوش مصنوعی: دوری وجود دارد که هیچ کس از ظریفان نتوانسته آن را بشناسد و جالبتر اینکه از میان صدها نفر، هیچیک نتوانستهاند به این راز پی ببرند.
باده خوردن لذتی با خود ندارد بعد ازینکان حریفان ظریف باده خواران رفته اند
هوش مصنوعی: اینکه پس از این باده نوشی لذتی ندارد، چون دوستان نازنین که لذت باده را میچشیدند، از جمع ما رفتهاند.
عشق بازی راحتی هم باز ندهد زان قبلکان نکورویان و آن زیبا نگاران رفته اند
هوش مصنوعی: عشق بازی به آسانی انجام نمیشود، چون دیگر چهرههای زیبا و دلربا رفتهاند.
اندرین ده سال در عالم ز دور نه فلکبس که هم شهزادگان هم شهریاران رفته اند
هوش مصنوعی: در این ده سال، در دور و برمان، چنان زمانهای گذشته که نه تنها شاهزادگان، بلکه شهریاران هم رفتهاند و چرخ فلک هم به دور خود میچرخد.
از که جویم راحتی چون ملک عالم غم گرفت؟وز که خواهم باوری اکنون که یاراران رفته اند؟
هوش مصنوعی: از چه کسی راحتی را طلب کنم وقتی که همه جهان در غم فرو رفته است؟ و اکنون از چه کسی میتوانم اعتماد کنم که دوستان و یاورانم همه رفتهاند؟
زان عزیزانی که ما را دل بدیشان بود خوشنام ماندست زان سبب کان نامداران رفته اند
هوش مصنوعی: از میان عزیزانی که ما به آنها دل سپرده بودیم، تنها نام نیکشان باقی مانده است؛ زیرا سبب این ماندگاری، رفتن نامآوران به دیار دیگر است.
عهد صحبت را نماند حق گزاری در جهانکز جهان آن همدمان وان حق گزاران رفته اند
هوش مصنوعی: دیگر در این دنیا کسی نیست که به قول و قرارهای دوستانه پایبند باشد، چون آن همراهان و کسانی که به عهد خود وفا میکردند، از دنیا رفتهاند.
تیر باران حوادث می کند گردون مگر؟کان کسان از نکبت آن تیرباران رفته اند
هوش مصنوعی: آیا آسمان حوادث به این شکل بر ما میبارد که انسانهای نیکوکار از آن تیرها و دردهای ناشی از سختیها و بدبختیها رنج میبرند و در نهایت میگریزند؟