شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک حاکم و وزیر بزرگ میپردازد که قدرت و بزرگی او در عالم شناخته شده است. شاعر به مقام والای این وزیر اشاره میکند و او را به عنوان کسی معرفی میکند که حتی در برابر خورشید نیز کم نمیآورد. وزیر مورد نظر به شیوهای شگفتانگیز میتواند اوضاع نامناسب را به نفع خود تغییر دهد و بر دیگران تاثیر بگذارد. در ادامه، شاعر به چگونگی تجمع زمین و عوالم اشاره میکند و در نهایت به مساله بندگی و ریاست میپردازد و از تضاد بین مقام و بندگی سخن میگوید. او در پایان به ماجرای یک غلام و اسب اشاره میکند که نمایانگر تحولات ناگهانی در زندگی افراد است.
بزرگ جهان خواجه شاه قدرکه بر عالم مکرمت پادشاست
هوش مصنوعی: ای بزرگ جهان، صاحب مقام و منزلت، تو همان پادشاهی هستی که در سراسر عالم به نیکی و بزرگواری شناخته شدهای.
وزیری که خورشید بر اوج خویشبر او کم از دانه آسیاست
هوش مصنوعی: وزیری که در اوج قدرت خود قرار دارد، به اندازه یک دانه آرد هم برایش اهمیت ندارد.
قوام کرم فخر دین کز کفشطمع را همه کار کژ گشت راست
هوش مصنوعی: شخصی به نام قوام کرم، که افتخار دین را به دوش میکشد، به خاطر اینکه از طمع دست کشیده، همه امور نادرست را به طرز درست تبدیل کرده است.
تماشاگه همت عالیشاز آن سوی دروازه کبرییاست
هوش مصنوعی: محل مشاهده و خلاقیت بزرگ او از آن طرف دروازه عظمت است.
زمین تا بدین گونه بر هم نشستچنویی ز پشت زمین بر نخاست
هوش مصنوعی: زمین تا به این حال بر هم ریخته است، اما هیچ نشانهای از موجودی بزرگ و قوی در پشت آن دیده نمیشود.
چه فتوی کند در حق بنده ایکه در شیوه بندگی بی ریاست
هوش مصنوعی: چه حکم و نظری میتواند در مورد کسی بدهد که در بندگی خود هیچگونه جبر و ریاستی ندارد؟
که او را ز ناگه به هنگام کوچغلامی در افزود و اسبی بکاست
هوش مصنوعی: در یک لحظه، زمانی که او در حال حرکت بود، یک غلام به او اضافه شد و همچنین اسبش را کاهش داد.