شمارهٔ ۱۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به محبت و ارادت خود نسبت به معشوق میپردازد و میگوید که هیچ چیز به اندازه خدمت به معشوق و دیدن او در صبحگاهان دلچسب نیست. حتی اگر غم و اندوهی بر او آید، آن غم را با شادیهای دیگر نمیسنجید. شاعر عاشق، زندگی بدون معشوق را از مرگ بدتر میداند و در نهایت بیان میکند که دیگر خوشیها برایش در مقابل مدح و خدمت به معشوق معنا ندارد.
خسروا! یک روزه عزم خدمتتاز بهشت جاودانی خوشترست
هوش مصنوعی: ای خسرو! یک روز حضور در خدمت تو برای من از تمام نعمتهای بهشت جاودانی دلپذیرتر است.
دیدن درگاه تو هر بامداداز همه عهد جوانی خوشترست
هوش مصنوعی: هر روز صبح دیدن در خانهی تو برایم از همه روزهای جوانی لذتبخشتر است.
در رکابت هر غمی کاید به رویآن غم از صد شادمانی خوشترست
هوش مصنوعی: هر غمی که در کنار تو پیش بیاید، بهتر از صد شادی است.
بنده را از هر چه در عالم خوشستهم به بزمت مدح خوانی خوشترست
هوش مصنوعی: هر چیزی در دنیا که خوشایند است برای من، مدح و ستایش واقعیام از تو در محفل تو لذتبخشتر است.
حق همی داند که این بیچاره رابی تو مرگ از زندگانی خوشترست
هوش مصنوعی: حق میداند که این بیچاره بدون تو، مرگ را بر زندگی ترجیح میدهد.