شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تواضع و بندگی فرد در برابر قدرت الهی و انسانی میپردازد. شاعر به خداوند به عنوان سرمنشأ دین و حقیقت اشاره میکند و از او میخواهد که بر او رحم کند. او خود را ضعیف و ناتوان معرفی میکند و در عین حال به قدرت و بزرگی جهانپهلوانان اشاره میکند. شاعر تأکید دارد که از او هیچ بدی برنخیزد و همواره در جستجوی فضل و رحمتی از جانب خداوند است. او به دو چیز که از شاه توقع دارد اشاره میکند: نه زرق و زیبایی، بلکه عفو و بخشش.
خداوند من صارم الدین که طبعتنشد قابل هیچ زرق و فسوسی
هوش مصنوعی: خداوندی دارم که در دین و ایمان محکم و استوار است و سرشت من اجازه نمیدهد که به هیچ نوع فریب و ظاهرفریبی جذب شوم.
تواضع کنانند در پیش قدرتچو ایام تندی چو گردون شموسی
هوش مصنوعی: با فروتنی در برابر قدرت بایست، زیرا سختیهای زمان مانند تابش خورشید در آسمان هستند.
به یاد جهان پهلوان ده حدیثمکه هستم ز احسانش رحمت بیوسی
هوش مصنوعی: به یاد پهلوان بزرگی به نام ده حدیثم هستم که از لطف و احسان او به من، همواره در حال دریافت رحمت و نعمت هستم.
بگویش ز چون من ضعیفی ترا چه؟چه زحمت فلک را ز آوای کوسی؟
هوش مصنوعی: به او بگو که من چقدر ضعیف هستم و تو را چه فایدهای دارد؟ آیا زحمت آسمان به خاطر صدای یک ساز کوچک ارزشی دارد؟
ز من بد نخیزد که شاهی نیایدز چتر غرابی و تاج خروسی
هوش مصنوعی: از من هیچ خوبی برنمیخیزد، چون سلطنتی از سایهسار یک قناری یا تاج یک خروس به وجود نخواهد آمد.
من آن گاوم ای شیر دل نیک دانیکه هر جا که باشم بیابم سپوسی
هوش مصنوعی: من مانند یک گاو هستم و تو به خوبی میدانی که هر جا که باشم، همیشه سپاسگزاری را پیدا میکنم.
من از خاک پای تو سر بر نتابمورم سر ببری به دست محبوسی
هوش مصنوعی: من هرگز سر از خاک پای تو برنمیدارم، حتی اگر دستت مرا به قتل برساند.
دو چیزست از انعام شاهم توقعنه زرق است در هر دو، نی چاپلوسی
هوش مصنوعی: دو چیز است که من از شاه میخواهم: نه زرق و زبونی در آنها وجود دارد و نه چاپلوسی.
اگر خشم باقی بود پای بندیو گر عفو ممکن بود دست بوسی
هوش مصنوعی: اگر هنوز خشم و کینهای در دل داشتم، به چیزی پایبند میماندم، و اگر عفو و بخشش ممکن بود، با کمال احترام نزد تو میآمدم.