شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: در بیتهای معرفیشده، شاعر به زیباییهای زمستان و برف در دنیای اطراف اشاره میکند و در عین حال خواستار نوشیدن شراب برای شادابی و فراموشی غمهاست. او تصویرهایی از طبیعت برفی و سرد ارائه میدهد و به تضاد میان زیباییهای عالم و غمهای دل میپردازد. همچنین با بیان حالت دلbroken و اجبار به ناتوانی میگوید که در این فصل سرد و زمستانی، شادی و خوشگذرانی سخت پیدا میشود و هیچیک از پادشاهان جهان نمیتوانند به اندازه آنچه که در دلش میگذرد، نسبت به شادابی و خوشی ارزشمند باشند.
الا یا ساکن الدار رأیت الثلج فی الدارفاوقد بیننا جمرین من خمر و من نار
هوش مصنوعی: ای کسی که در خانه نشستهای! دیدی برف در خانه است، پس میان ما دو آتش برافروز: یکی از شراب و دیگری از آتش.
جهان از برف پر کافور قیصوریست پنداریبیاور باده روشن که شد روی هوا تاری
هوش مصنوعی: جهان مانند دنیایی از برف و کافور است و در این فضا به نظر میرسد که یک نوشیدنی روشن بیاورید تا فضای غمگین و تیره را روشن کند.
ادر کأسین من لحظ و من مکنون خمارققلبی صار مسلوبا باکراه و اجبار
هوش مصنوعی: در دو جام از نگاه و راز، حالتی است که قلبم را بیاختیار و با ناچاری تحت تأثیر قرار داده است.
نه به زین موسمی باشد ز بهر عیش و میخوارینه سلطان ارسلان دارد نظیری در جهانداری
هوش مصنوعی: نه این زمان خوشگذران و خوشنشینی برای لذت و مینوشی مناسب است، نه سلطان ارسلان در حکومت و فرمانرواییاش مانند و همتایی دارد.