شمارهٔ ۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد جدایی و شبهای طولانی که باعث افکار ناامیدکنندهاش شده سخن میگوید. او به شدت دچار عشق و حس یأس است، اما در صبح، نشانهای از نجات و امید به او نمایان میشود.
دوش ار چه دلم ز درد هجران پر بوداندیشه من درازی شب بفزود
هوش مصنوعی: دیشب با وجود اینکه دلم از درد جدایی پر بود، افکار من باعث شد که شب طولانیتر از قبل به نظر برسد.
سودا زده می شدم و لیکن دم صبحدر کار خلاصم ید بیضا بنمود
هوش مصنوعی: عشق و جنون مرا در خود مشغول کرده بود، اما به هنگام صبح نشانی از نجات و رهایی برایم آشکار شد.