شمارهٔ ۷۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره بارش باران و تأثیر آن بر طبیعت است. ابر به خاطر بخشندگی و سخاوتش فرود میآید تا با زمین که به آن نیاز دارد، همراهی کند. وقتی درست میبیند که دست تو (نشانهای از درخواست و نیاز) به سوی آن دراز شده، تصمیم میگیرد که باران را بریزد، اما از این نزدیکی و تماس با تو خجالتزده میشود.
ابر آمد کز جود سرافراز شوددر بارد تا با کفت انباز شود
هوش مصنوعی: ابر به خاطر بخشندگی و سخاوت خود، به زمین میبارد تا با زمین ارتباط برقرار کرده و از آن بهرهمند شود.
چون دست تو دید عزم آن می داردکز شرم کفت خجل خجل باز شود
هوش مصنوعی: وقتی دست تو را میبیند، تصمیم میگیرد که از شرم به قدری خجالتزده شود که دیگر نتواند به حالت اولیهاش برگردد.