شمارهٔ ۱۰۶
هوش مصنوعی: شاعر به دوستش عشق میورزد و میگوید که از جدایی او صحبت نکند. اما زمانی که معشوق دور شده، اشکها بر چهرهاش میریزد، در حالی که سعی کرده بود با لبخند با این فراق کنار بیاید.
گفتم که به مهر یار دل بسپردماز هجر نگویم ار ساید خردم
هوش مصنوعی: من به محبت یار، دل خود را سپردم و از دوری او چیزی نمیگویم، حتی اگر خرد شوم.
این گفتم و چون فراق او روی نمودبس گریه که من به خنده بیرون بردم
هوش مصنوعی: زمانی که این حرف را زدم و جدایی او را دیدم، چنان گریه کردم که اشکهایم به اندازهای بود که توانستم با خنده از آن بیرون بیایم.