شمارهٔ ۱۰۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ناراحتی و بیحوصلگی خود اشاره میکند و از یارش میخواهد که یک بار او را از این وضعیت رها کند. شاعر از غم و سردی دلش سخن میگوید و انتظار دارد یارش او را از این حالت بیرون بیاورد، هرچند که میداند این وضعیت همچنان در حال ادامه دارد.
گفتم ز دم سرد رهان یک بارمبا آنکه نکرد گفت منت دارم
هوش مصنوعی: گفتم که یک بار من را از این وضعیت ناامیدکننده نجات بده. با اینکه هیچ چیزی در پاسخ نداشتی، اما من همچنان منتظر هستم.
تا از دم سرد کی رهاند یارم؟حالی دم گرچه می نهد در کارم
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از سرمای تنهایی رهایی یابم؟ هر چند که در حال حاضر، وجود او بر کارهای من تاثیر دارد.