شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و بیپروای شاعر به معشوق است. شاعر میگوید که او قلمرو عشق را انتخاب کرده و از دیگران قطع رابطه کرده است. او به جدایی از رقیبان بیاعتنایی میکند و تنها به عشق خود میاندیشد. شاعر احساس میکند که تمام سختیها و زحمات را (حتی تا مرز خونریزی) برای عشق معشوق تحمل کرده و هیچ چیزی از سر عشق کم نمیگذارد. در انتها نیز به یادآوری میپردازد که با وجود تمام دلبستگیها، هنوز در پی تحقق آرزوهای دلش در مسیر عشق است.
خاک در تو کحل بصر کرده ایم ماوز هر که جز تو قطع نظر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما از خاک تو، دیدهامان را بینا کردهایم و از هر کس دیگری جز تو، قطع رابطه کردهایم.
ما را چه باک در ره عشق تو از رقیبتدبیر او بآه سحر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما در راه عشق تو بیخیال رقیب هستیم، چون با تلاشی که کردهایم دل خود را در صبحگاه آرام کردهایم.
خم گشته ایم تا نرباید ز ما فلکخاکی که از در تو بسر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما خم شدهایم و سر تسلیم فرود آوردهایم، چون از شدت عشق و اطاعت به درگاه تو بر خود نمیبالیم و نمیخواهیم که آسمان خاکی بر ما سایه افکند.
تا رخنها ز تیغ جفای تو یافتستاز سر هوای غیر بدر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر ظلم و ستم تو، از سر میل به دیگران دست کشیدهایم و به دنبال جفای تو هستیم.
تا بیشتر برد ز رهت گرد در سجودرخساره تر بخون جگر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما برای اینکه از مسیر تو بیشتر کسب کنیم و به تو نزدیکتر شویم، با تواضع و افتادگی، دلمان را به خون و غم آغشته کردهایم.
سر نمی دهیم بهر تو ما را مباد سرکه غیر ازین خیال دگر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو سر تسلیم فرود نمیآوریم، زیرا به غیر از این، در اندیشهای دیگر فرو رفتهایم.
اول گذشته ایم فضولی ز کام دلوانگه بکوی عشق گذر کرده ایم ما
هوش مصنوعی: ما در ابتدا از خواستههای خود گذشتیم و سپس به عشق رسیدیم.