شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یک خواب عاشقانه صحبت میکند که سبب بیداری غم و اضطراب او میشود. او به شدت دلتنگ و نگران است و احساس میکند که نصیحت دیگران در او تاثیری ندارد. شاعر از دیدن معشوقش به شدت تحت تاثیر قرار میگیرد و این عشق برایش درد و رنجی عظیم به همراه دارد. او نمیخواهد از دردش با کسی صحبت کند و ترجیح میدهد که کسی از حال او نپرسد. شاعر در پایان به این نتیجه میرسد که وفا در بین مردم امکانپذیر نیست و از جمع آشفته دوری میکند.
شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم راسبب آن خواب شد بیداری چشم پر آبم را
هوش مصنوعی: یک شب معشوقم به خوابم آمد و خواب را از چشمانم گرفت. نشانهای شد که باعث بیداری چشمانم شد و هم اکنون پر از اشک است.
ز باد تند ناصح موج دریا بیش می گرددچه سود از کثرت پندت دل پر اضطرابم را
هوش مصنوعی: از شدت وزش باد، امواج دریا بیشتر بههم میخورند. امیدی از نصیحتهای زیادت نیست، چون دل پر اضطراب من آرام نمیگیرد.
بتی دیدم روان شد خون دل از دیده ام هر سوفلک در بزم غم بر سنگ زد جام شرابم را
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از دلبری سخن میگوید که با زیباییاش دلش را آزرده کرده است. در حالی که او در حال تماشای این بتی است، اشکهایش به خاطر غم دلش جاری میشود. در این حال، آسمان نیز در حرمت احساسات او، چنان متاثر به نظر میرسد که انگار در کنار او در حال برگزاری یک جشن غم است و به خاطر دردش، شراب را بر سنگ میکوبد.
درون دل به تیغ شوق شد پر کاله پر کالهچه داند چیست مضمون هر که نگشاید کتابم را
هوش مصنوعی: در دل من، اشتیاق به شدت غلبه کرده است و پر از احساسات متنوع است. هیچکس نمیداند که محتوای واقعی افکار و احساسات من چیست، مگر اینکه کتابم را باز کند و بخواند.
نمی خواهم که از خوبان شکایت بر زبان رانمهمان بهتر نپرسد هیچ کس حال خرابم را
هوش مصنوعی: نمیخواهم از خوبیها و مهربانیها شکایت کنم و بهتر است کسی هم حال بد من را از من نپرسد.
چو تاری گشته ام از ضعف و ضعفم پیش می گرددفلک هر چند می گرداند افزون پیچ و تابم را
هوش مصنوعی: من مانند تاروپود شدم از ضعف و ناتوانیام، و فضا و زمان هرچند که میچرخد، تنها باعث بیشتر شدن پیج و تاب و درهمتنیدگیام میشود.
فضولی نیست امکان وفا در مردم عالممدان بیهوده زین جمع پریشان اجتنابم را
هوش مصنوعی: در دنیا، نباید انتظار وفاداری از مردم داشته باشی؛ بیهوده است که بخواهی از این جمعیت آشفته دوری کنی.