شمارهٔ ۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی صحبت میکند و بیان میکند که جذابیت و عشق او نتیجهای از نیروی الهی و عالم بالا است. او احساس میکند که این عشق و زیبایی که در دلش وجود دارد، نتیجهٔ یک تاثیر آسمانی است و نه فقط از این دنیا. همچنین اشاره میکند که این عشق و شوق به معشوق، از ازل در دلش بوده و او به این روزگار نرسیده است. شاعر در نهایت با تصوری از زیبایی و دستساز خالق در مورد قامت معشوق به تأمل میپردازد و از این که چرا قضا چنین صورتی را برای او رقم زده، در حیرت است.
این که در سر هوس آن قد رعناست مرافیض خاصیست که از عالم بالاست مرا
هوش مصنوعی: این که من به آن زیبای قد بلند فکر میکنم، به خاطر لطف و برکتی است که از عالم بالاتر به من رسیده است.
اثر نور الهیست که در دل دارماین که پیوسته نظر بر رخ زیباست مرا
هوش مصنوعی: من نور الهی را در دل خود حس میکنم و این باعث میشود که همیشه به چهره زیبا نگاه کنم.
بخود از عشق نه من خواسته ام رسواییآنکه این جنبش ازو خاست چنین خواست مرا
هوش مصنوعی: از عشق به خودم رسوایی نخواستهام، بلکه این شور و شوقی که در من به وجود آمده، خواسته اوست.
نشأه عاشقیم حاصل این عالم نیستعالمی هست که این نشاه از آنجاست مرا
هوش مصنوعی: عاشقی که ما داریم، نتیجه این جهان و دنیا نیست. جهانی دیگر وجود دارد که منبع این نوع عشق و احساسات ماست.
من میان بسته زنار نه امروز شدمز ازل شوق بتان در دل شیداست مرا
هوش مصنوعی: من امروز در دل خود شوق و عشق به معشوقان دارم و این احساس از زمانهای دور در من وجود داشته است. در این حال، مانند کسی هستم که در عشق گرفتار شده و به آن پیوند زده شدهام.
غرق خونابه دل کرد مرا این حیرتکه چرا صنع بدین رنگ بیار است مرا
هوش مصنوعی: این حیرت و شگفتی مرا به شدت نگران و ناراحت کرده است که چرا دنیا به این شکل و رنگ و بویی خلق شده است.
باز این فکر فضولی قد من کرد کمانکه چرا کرد قضا با قد خم راست مرا
هوش مصنوعی: من دوباره به فکر واندیشیدم که چرا تقدیر با قامت راست من، مانند کمان خمیده رفتار کرد؟