شمارهٔ ۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این verses به بیان احساسات عاشقانه و دغدغههای خود میپردازد. او از ناکامی و ناکامی در عشق گلهمند است و اعتقاد دارد که عاشقان باید به دنبال عشق واقعی باشند. او از دوگانگی عشق و وفا سخن میگوید و بیان میکند که محبت واقعی در وجود محبوب پنهان است. همچنین به درد و رنجی که در دل دارد اشاره کرده و میگوید که در تحمل این درد، نمیتواند شکایت کند. شاعر به نکتهای مهم اشاره دارد که عشق واقعی تنها با وجود لیلی و مجنون امکانپذیر است و کسی که قدرت عشق را درک نکند، عشقش بیفایده است. او به زاهدان نیز انتقاد میکند که از عشق به معشوق دوری میکنند و خود را محروم میسازند. در پایان، او بار دیگر جاذبه معشوق را تأکید کرده و میگوید که نمیتواند از تماشای زیبایی معشوق غافل باشد.
غیر ناکامی ز محبوبان مرا مطلوب نیستعاشقان را کام دل جستن ز خوبان خوب نیست
هوش مصنوعی: من از محبوبانم چیزی جز ناکامی نمیخواهم و برای عاشقان، جستجوی دلخواه از زیبایان ناپسند است.
چون ندیدم صد جفا از یار می خواهم وفاچیزی از محبوب می خواهم که در محبوب نیست
هوش مصنوعی: از آنجا که در عشق و محبت با خیانت و بیوفایی روبرو نشدهام، اکنون به دنبال صداقت و وفا از معشوقم هستم؛ در حالی که میدانم چنین ویژگیای در او وجود ندارد.
مرد باید تا نیازارد ز خود معشوق رابهر یوسف در زلیخا رأفت یعقوب نیست
هوش مصنوعی: مرد باید طوری رفتار کند که معشوقش از او آزرده نشود. محبت و مهربانی یعقوب نسبت به زلیخا برای یوسف نیست، بلکه باید به طرز دیگری به احساسات و نیازهای خودش و دیگری توجه کند.
شد دلم صد پاره ناوردم شکایت بر زبانمحنت و صبری که در من هست در ایوب نیست
هوش مصنوعی: دل من به شدت رنجیده و پریشان است، اما نمیتوانم این درد را بیان کنم. صبر و محنتی که در وجود من نهفته است، حتی در ایوب هم وجود ندارد.
نیست جز لیلی بقای عشق مجنون را سببضایع است آنکس که بر گل چهره منسوب نیست
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز لیلی سبب ادامه عشق مجنون نیست و آنکس که به زیبایی من نسبت داده شده، در حقیقت چیزی ندارد.
زاهد گچ رو ندارد رغبت عشق بتانراستی را این روش از هیچ کس مرغوب نیست
هوش مصنوعی: زاهد، کسی که مومن و دور از دنیا است، به عشق معشوقان زیبایی ندارد و باید بدانیم که این شیوه زندگی هیچ جذابیتی برای هیچ کسی ندارد.
نیستم یک دم فضولی بی تماشای بتانشاهد مقصد ز من در هیچ جا محجوب نیست
هوش مصنوعی: من هرگز یک لحظه هم نمیتوانم از تماشای معشوقان دست بردارم. حتی در نیستی و دوری از آنان، از من پنهان نیستند.