شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و فراق عاشقان میپردازد. شاعر از جدایی و غم ناشی از آن سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که زیباییها به عاشقان وفا نمیکنند و همواره با آنها جفا میکنند. او همچنین از حماقت انسانها در اسیر شدن به تعلقات و عدم وفای دیگران انتقاد میکند و به این نکته اشاره دارد که جان تنها امانت عاشقان است و در حقیقت، عشق به خود فدای آن میشود. همچنین، اشارهای به نگاه زاهدان و نیاز به دعا و نیکی میشود، به همین میزان، تأکید میشود که وفای واقعی در وجود ندارد.
گر بند بند ما چو نی از هم جدا کنندبه زانکه در غمت ز فغان منع ما کنند
هوش مصنوعی: اگر بدن ما مانند نی از هم جدا شود، بهتر است از اینکه در غمت ما را از ناله و فریاد باز دارند.
خوبان نمی کنند وفایی بعاشقانخوبند بهر آنکه همیشه جفا کنند
هوش مصنوعی: خوبان به عاشقان وفا نمیکنند، بلکه آنها تنها برای کسانی که همیشه به آنها آسیب میزنند، مهربانی میکنند.
بینند روی شاهد مقصود اهل دلگر توتیای دیده ازان خاک پا کنند
هوش مصنوعی: اگر اهل دل بخواهند به زیبایی و عشق نگاه کنند، حتی اگر چشمانشان به خاک سفر کنند، میتوانند چهره معشوق را ببینند.
جان نیست جز امانت تو نزد عاشقانوقتست جان من بتو یک یک فدا کنند
هوش مصنوعی: زندگی چیزی جز امانتی از طرف تو برای عاشقان نیست. اکنون وقت آن است که جان من را یک به یک فدای تو کنم.
امروز دیده اند ترا زاهدان شهرفردا نماز خود همه باید فضا کنند
هوش مصنوعی: امروز زاهدان شهر تو را دیدهاند، فردا همه باید نماز خود را به خاطر تو ترک کنند.
در حیرتم که راهروان طریق عقلخود را اسیر دام تعلق چرا کنند
هوش مصنوعی: در تعجبم که چرا افرادی که در مسیر عقل و خرد خود حرکت میکنند، خود را به بند وابستگیها و دلبستگیها در میآورند.
اهل وفا نیند فضولی پری رخانهرگز طمع مدار که با تو وفا کنند
هوش مصنوعی: افراد وفادار هرگز به عشق و زیباییهای خیال انگیز روی نخواهند آورد. هرگز انتظار نداشته باش که آنها به تو وفادار بمانند.