شمارهٔ ۱۸۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان ناامیدی و درد عاشقانه خود میپردازد. او میگوید که حبیب و معشوقش هیچگونه توجه و ترحمی به او نخواهد داشت و هیچکس در دلش جایی ندارد. عشق او به معشوق به حدی است که حتی اگر دچار درد و رنج شود، نمیتواند از او دوری کند و فریب محبتهای دیگران را نخواهد خورد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هیچکس برای کمک به او در مسیر عشقش حاضر نیست و تنها با صبر بر دردهای عشق باید مواجه شود.
حبیب درد دلم را دوا نخواهد کردترحمی بمن مبتلا نخواهد کرد
هوش مصنوعی: محبوب من هیچ درمانی برای درد دل من نخواهد داشت و هیچ توجهی به حال من نمیکند.
چو تیر تا نفتد دور ازان کمان ابرورقیب در دل ما هیچ جا نخواهد کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که تیر عشق از کمان ابروی رقیب دور نیفتد، هیچ جایی در دل ما نخواهد بود.
کمست مهر بتان آن قدر که گر همه راکنند جمع بیک کس وفا نخواهد کرد
هوش مصنوعی: محبت و علاقه به معشوقان آنقدر اندک است که اگر تمام عشقها را به یک نفر هدیه کنند، باز هم وفا و وفاداری نخواهد کرد.
بتی که حال دل زار عاشقان داندبعاشقان جفاکش جفا نخواهد کرد
هوش مصنوعی: بیتی که حال دل رنجیده و عاشقان را میشناسد، به عاشقانی که از درد و رنج میکشند، ظلم و ستم نخواهد کرد.
گر افکند بگریبان دل غمت صد چاکز دست دامن عشقت رها نخواهد کرد
هوش مصنوعی: اگر غم تو دل مرا هزار بار پاره پاره کند، باز هم از محبت به تو دست نخواهم کشید.
هلاک ما مطلب زانکه در ره عشقتکسی ز اهل وفا کار ما نخواهد کرد
هوش مصنوعی: ما در عشق تو به نابودی خواهیم رسید، زیرا کسی از وفاداران نیست که در این مسیر به ما کمک کند.
ز باغ وصل فضولی گلی نخواهد چیدکسی که صبر بداغ بلا نخواهد کرد
هوش مصنوعی: هیچکس در باغ وصال عشق، گلی نخواهد چید اگر آمادگی تحمل درد و مشکل را نداشته باشد.