شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احساسات و تجربیات خودش صحبت میکند. او از غم و اندوهی که ساقی با شرابش برایش میآورد، یاد میکند و میگوید که هر جواب او همیشه دریافت میشود. درختی که میوه میدهد، به او امید میبخشد، ولی بیاشک و غم، حالش بدتر میشود. او خود را در گرداب زندگی حس میکند و از ضعفش رنج میبرد. وقتی در زندگی تیرها و دردها را تجربه میکند، گاهی احساس رندی و گاهی احساس زهد دارد. در نهایت، او از زندگی و تجربهاش در این ضیافت تشکر میکند، هرچند که دلش آزار دیده و چشمانش پر از اشک است.
میکنم اظهار غم ساقی شرابم میدهدبیتوقف هرچه میگویم جوابم میدهد
هوش مصنوعی: من غم و اندوه خود را با ساقی درمیانمایم و او بدون هیچ وقفهای به همهی حرفهایم پاسخ میدهد.
چون بیفشاند ثمر تحریک مییابد درختچون نریزم اشک دوران اضطرابم میدهد
هوش مصنوعی: وقتی میوهها به زمین میافتند، درخت به حرکت درمیآید و زنده میشود. اما وقتی اشک نریزم، دوران تنش و نگرانی من ادامه مییابد.
من به خود سرگشته عالم نیم دوران چرخرشته کرده مرا از ضعف تابم میدهد
هوش مصنوعی: من در این جهان سرگشته و سردرگم هستم، و چرخ روزگار با بندهایی که به دور من بسته است، از ضعف و ناتوانیام حمایت میکند.
چون تو در هر تیر پیکانی ندارد چرخ دونمیزند صد تیر تا یک قطره آبم میدهد
هوش مصنوعی: زمانی که تو در هر تیر و پیکانی نمیگنجی، دنیا مانند چرخی میچرخد و برای به دست آوردن حتی یک قطره آب، تلاش میکند صد تیر پرتاب کند.
گر ننوشم باده گلگون ملالم میکشدور بنوشم طعنه زاهد عذابم میدهد
هوش مصنوعی: اگر نوشیدنی خوش رنگی نداشته باشم، غم و اندوه مرا میکشد؛ و اگر بنوشم، سخنان زاهد و عیبجویان آزارم میدهد.
گاه رندم گاه زاهد وه نمیدانم چراانقلاب چرخ چندین انقلابم میدهد
هوش مصنوعی: گاهی مانند یک رند میشوم و گاهی مانند یک زاهد. نمیدانم چرا زندگیام به شدت دچار تغییر و تحول میشود.
در ضیافتخانه دوران فضولی شاکرمدیده پرخون شرابم، دل کبابم میدهد
هوش مصنوعی: در مهمانی زندگی، شکرگزارم که با چشمانی پر از اشکِ شراب، دلم داغ و داغتر میشود.