شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احوالات خود و عشقش اشاره میکند. او سالهاست که معشوق خود را ندیده و فقط معشوق، او را میبیند. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که هر چه بتان دیگر دیده، به زیبایی این معشوق نمیرسد. شاعر با ذکر درد و غمهایش، نشان میدهد که هیچ مکانی را نرفته که آنجا به مرگ و اندوه نزدیک نبوده باشد. او همچنین بیان میکند که در عشق، رنج و سختی را تجربه کرده و به خوبی میداند که راحتی دنیا را هم ندیده است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که شدت عشق و جنونش از حد فراتر رفته و هیچ کس را به این اندازه متأثر از عشق ندیده است.
عمریست ای پری که رخت را ندیدهایمما را تو دیدهای و تو را ما ندیدهایم
هوش مصنوعی: سالهاست که ما تو را ندیدهایم، اما تو هم ما را ندیدهای. تو همچون پری زیبا هستی که همیشه در خیال ما جا داری.
بسیار دیدهایم بتان کمالتفاتکمالتفاتتر از تو قطعا ندیدهایم
هوش مصنوعی: ما بسیار بتها و معشوقههایی را دیدهایم که بیتوجهی بیشتری نسبت به دیگران دارند، اما بهطور قطع هیچکس به اندازه تو بیتوجه نیست.
چون آب گشتهایم بسی گرد باغهاسروی بسان آن قد رعنا ندیدهایم
هوش مصنوعی: ما مثل آب، در باغها گردش کردهایم و هنوز مانند آن سرو خوش قامت را ندیدهایم.
جایی نرفتهایم که آنجا ز درد و غماسباب مرگ خویش مهیا ندیدهایم
هوش مصنوعی: ما به جایی نرفتهایم که در آنجا به خاطر درد و غم، شرایط مرگ خود را آماده نکنیم.
با کس نکردهایم دمی همدمی کزوصد داغ درد بر دل شیدا ندیدهایم
هوش مصنوعی: ما هیچگاه با کسی دردی را شریک نشدهایم که از او صدها درد بر دل شیدایمان نچشیده باشیم.
معلوم کردهایم به از رنج عشق نیستبا آنکه روی راحت دنیا ندیدهایم
هوش مصنوعی: ما متوجه شدهایم که رنج عشق از هیچ چیز دیگری بهتر است، با اینکه هرگز زیباییهای راحتی این دنیا را ندیدهایم.
از حد زیاده است فضولی جنون توکس را چنین مقید سودا ندیدهایم
هوش مصنوعی: عشق و علاقهی تو به حدی رسیده که دیگران را در حیرت و شگفتی فرو برده است. هیچ کس اینطور دیوانهوار، وابستگی و اشتیاق را تجربه نکرده است.