شمارهٔ ۲۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نداشتن خوشیها و زیباییها در زندگیاش صحبت میکند و میگوید که مدتهاست که از بخت خود خوشی و روی خوشی ندیده است. او اشاره میکند که در عشق به معشوقهاش تجربهها و خطاهای زیادی داشته، اما هیچ نوع وفایی دریافت نکرده است. همچنین، شاعر از جفاهایی که از دیگران دیده، یاد میکند و برای معشوق، ویژگیهایی منحصر به فرد و زیبا را برجسته میسازد. او به سختیهای عشق و بیقراریهایش اشاره دارد و میگوید که در مقایسه با دیگران، هیچکس به اندازه معشوقش دلربا و دوستداشتنی نیست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که هرگز کسی را مانند معشوقش ندیده و او را نادری در سخن و کلام میشمارد.
عمریست روی دل از نکویی ندیده ایماز بخت مدتیست که رویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که از خوبیهای زندگی بیبهرهام و مدتی هم میشود که از خوشحالی و چهرهای شاداب خبری ندارم.
ورزیده ایم عاشقی تو خطان بسیاز هیچ یک وفا سر مویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما در عشق تو تجربهها کسب کردهایم و از هیچیک از آنها، حتی به اندازه یک موی سر، وفا و صداقتی ندیدهایم.
بسیار دیده ایم جفا پیشه ها ولیمثل تو شوخ عربده جویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما آدمهایی را که ظلم و ستم میکنند، بسیار دیدهایم، اما کسی مثل تو که هم شوخی میکند و هم سختگیری مینماید، هرگز ندیدهایم.
بر چشم ما مقام تو بسیار خوش نماستسروی به از تو بر لب جویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: چشم ما به مقام تو بسیار دلنشین است، هیچ درختی زیباتر از تو در کنار جویبار ندیدهایم.
نگرفته ایم چون خم می ساعتی قرارهر جا که ساغری و سبویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زمانه و شرایط بیثباتی که داریم، در هیچ جایی احساس آرامش نمیکنیم و هر جا که بیدار هستیم، فقط مشغول نوشیدن و خوشگذرانی هستیم.
انصاف می دهیم فضولی بطبع تودر بحث نظم از تو علوی ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما انصاف میدهیم که فضولیات در بحث نظم به طبیعت تو برمیگردد، اما از تو چیزی مانند آثار علوی ندیدهایم.
هرگز ندیده ایم ز تو لاف برتریبا آنکه چون تو نادره گویی ندیده ایم
هوش مصنوعی: ما هرگز از تو نشنیدهایم که در مورد برتری خود سخن بگویی، در حالی که هیچکس را به نیکی تو ندیده ایم.