شمارهٔ ۲۸۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تحول و تغییر در نگرش عاشقانه شاعر است. او از دنیا و زیباییهای ظاهری کم میکند و به عشق و معنای عمیقتر زندگی میپردازد. به گفتهی شاعر، با وجود افکار و اندیشههای بسیار درباره عشق و وفا، او از محبت و عشق به معشوقان خود غافل نیست و همچنان به محبت و اشکهایش ادامه میدهد. او همچنین اشاره میکند که در این دنیا، دیگر ارزش و اعتباری برای مقام و سلطنت نیست و او به جستجوی عشق حقیقی مشغول است. بهطور کلی، این شعر از دلدادگی و ارادت عمیق به عشق و زیباییهای معنوی حکایت میکند.
ما نظر جز بر تبان سیمبر کم کردهایموز بتان سیمبر قطع نظر کم کردهایم
هوش مصنوعی: ما فقط به زیباییهای خاصی توجه کردهایم و از زیباییهای دیگر کمتر مینگریم.
زاهدا از ما مجو بسیار آیین صلاحعشق بازانیم ما کار دگر کم کردهایم
هوش مصنوعی: ای زاهد، از ما انتظار نداشته باش که در آیین صلاح و زندگی درست به تو کمک کنیم. ما فقط عاشقیم و به کارهای دیگر توجهی نداریم.
کرده ایم اندیشه بسیار در هر کار لیکفکری از سودای خوبان خوبتر کم کردهایم
هوش مصنوعی: ما در هر کاری بسیار تفکر کردهایم، اما در مورد عشق و آرزوی خوبان، کمتر اندیشهای عمیق داشتهایم.
از بلای عشق در راه وفای گلرخانگرچه بیش از پیش هم باشد حذر کم کردهایم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از خطرات عشق و مشکلاتی که برای وفای به محبوبم پیش میآید آگاه هستم، اما باز هم ترس و احتیاط را کمتر کردهام.
سیم اشک و روی چون زر بر رهت افکندهایمما فقیرانیم جمع سیم و زر کم کردهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو اشکهای زیادی ریختهایم و چهرهامان از شوق به زیبایی تو درخشان شده است. ما فقیرانی هستیم که با وجود این همه غم و اندوه، دیگر از داراییهای مادی چیزی برای خود نداریم.
نیست ملک سلطنت را اعتباری پیش ماشاهبازانیم صید مختصر کم کردهایم
هوش مصنوعی: ما برای شاهبازان، سلطنت و قدرت ارزشی ندارد؛ ما شکارچیان با جرأتی هستیم که ارزشهایمان از شکارهای کوچک کمتر شده است.
شد فضولی شهره عالم حدیث عشق ماگرچه زین راز نهان کس را خبر کم کردهایم
هوش مصنوعی: فضولی در عشق ما شناخته شده است، اگرچه از این راز نهان، به هیچکس خبر ندادهایم.