شمارهٔ ۳۳۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عواطف شدید خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از معشوق میخواهد که دلش را بیشتر از این با جدایی نرنجاند و با یادآوری عشق، دردهای جدایی را بیشتر نکند. او احساس میکند که بار غم و مصیبت او را به زمین میزند و نمیخواهد که زیباییاش تحت تأثیر این دردها قرار بگیرد. شاعر همچنین به یاد معشوق اشک میریزد و از او میخواهد که در غیابش، یاد او را از دلش بیرون نکند، زیرا زندگی بدون او برایش معنا ندارد.
ای لاله رخ مرو دلم از هجر خون مکنبر داغ عشق درد جدایی فزون مکن
هوش مصنوعی: ای گل لاله، پوسترت را نبر و دلم را از غم جدایی خونین نکن، بر داغ عشق، درد جدایی را بیشتر نکن.
اسباب عزم راست مکن سرو من بخودقد مرا ز بار مصیبت نگون مکن
هوش مصنوعی: سختیها و مشکلات زندگی سبب نشوند که ارادهام را سست کنم. ای درخت سرو، قد و شاخ و برگ من را به خاطر این مصیبتها خم نکن.
در هجر آفتاب رخ خویش چون شفقروی مرا ز خون جگر لاله گون مکن
هوش مصنوعی: در غیبت نور چشمانت مانند سپیدهدم، چهرهام را از خون دل رنگین مکن.
ای اشک گرم رو پی آن شهسوار گیرچون می روی جدایی از آن رهنمون مکن
هوش مصنوعی: ای اشکهای گرم، به یاد آن سوارهنظام بگریز و در مسیر جدایی، از آن راهنما دست برندار.
بی او فضولی از هوس زندگیت هستزنهار فکر او ز دل خود برون مکن
هوش مصنوعی: بدون او، دلت از آرزوهای زندگی پر است و باید مراقب باشی که فکر او را از دل خود بیرون نکنی.