شمارهٔ ۳۴۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنج خود در عشق میگوید. او به تیغی اشاره میکند که به دلش نشسته و نمیتواند از اثرات آن رهایی یابد. او در عین حال دلبستگی عمیقش به معشوق را بیان کرده و نشان میدهد که چقدر دیدن معشوق برایش دردآور و در عین حال ضروری است. شاعر از هجران و انتظار میسوزد و از خدا میخواهد که میلش به زیبایی معشوق را در دلش کم کند. همچنین او از درد عاشقی و فضولی در این دنیا گله میکند و میگوید که عشقش او را به جایی میکشاند که نمیتواند از آن فرار کند. در نهایت، او میخواهد که دوایی برای دردش بیابد، اما میداند که عشق و رسوایی در این راه چارهای ندارند.
نمی مردم از آن تیغی که زد آن سیمبر بر مناگر از پی نمی زد سایه اش تیغ دگر بر من
هوش مصنوعی: من از ضربهای که آن جوان زیبا بر من زد، نمیمیرم؛ اگر سایهاش با تیزی دیگری بر من نمیافتاد.
بدین کز دیدنت در باختم دین چون شوم منکرگواهی می دهد چون روز محشر چشم تر بر من
هوش مصنوعی: از آنجایی که با دیدن تو ایمانم را از دست دادهام، وقتی دیگر منکر شوم، همانند روز قیامت، چشمانم حسابی گواهی خواهند داد.
فکندی پرده از رخ نیستم از دیدنت غافلبلایی می نمایی ازتو واجب شد حذر بر من
هوش مصنوعی: تو پرده را از چهرهات کنار زدهای و من از دیدنت غافل نیستم، اما آن قدر زیبایی که باید از تو دوری کنم و احتیاط کنم.
چو شمع از هجر آن خورشید شب تا روز می سوزمعجب نبود اگر نالند مرغان سحر بر من
هوش مصنوعی: مانند شمعی هستم که به خاطر دوری از آن خورشید شب را تا صبح میسوزم. تعجبی نیست اگر پرندگان سحر به حال من ناله کنند.
رخ از من تافت میل زینتش در دل فکن یاربکه در آیینه اندازد طفیل خود نظر بر من
هوش مصنوعی: چهرهات از من دور است، زیباییات را در دل بگذار، ای خدا، تا در آینه خودم را ببینم و سایهام بر تو بیفتد.
طبیبا می فزاید ذوقم از سوز جگر هر دمدوایی ده که آن افزون کند سوز جگر بر من
هوش مصنوعی: ای طبیب، از درد دل و سوز جگر من هر لحظه شوق و ذوقم بیشتر میشود. دارویی به من بده که این سوز جگر را بیشتر کند.
فضولی کمتر از مجنون نیم در عشق و رسواییچه خواهد کرد سودای بتان زین بیشتر بر من
هوش مصنوعی: در عشق و درد ناشی از آن، کسی مانند مجنون نمیتواند به من آسیب بزند. من از این احساسات و دلبستگیها، بیشتر از آنچه که به من میرسد، تحت تأثیر قرار گرفتهام.