شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به زیبایی و حکمت سخن میگوید. او خود را عاشقِ دلهای صاف و پاک توصیف میکند و در تلاش است تا عشق را به کمال برساند. شاعر با اشاره به دشواریهای دنیوی، میگوید که خواستههای انسانی او را از عشق واقعی دور میکند. او خود را غرق در عشق به زیبایی میبیند و در پی وصل و نزدیکی به محبوبش است، ولی از سوی دیگر از ارتباط با کسانی که او را نمیفهمند و به او آسیب میزنند، فرار میکند. در نهایت، او بر این باور است که در تمام عمر فقط به این عشق پایبند بوده است.
عاشق صاف طبع و پاک دلمواله حکمت جلال و جمال
هوش مصنوعی: عاشق کسی هستم که دلش پاک و بی آلایش است و مجذوب زیبایی و حکمت جلال و جمال است.
با خط حسن دلبران در عشقمی کنم مشق تا رسم بکمال
هوش مصنوعی: با نوشتههای زیبا و دلنشین معشوق در عشق، تمرین میکنم تا به کمال برسم.
فارغم از حظوظ نفسانیحظ نفسم نمی رسد بخیال
هوش مصنوعی: از خواستههای دنیوی دست کشیدم، اما به نفس خودم نمیرسد که به خیال و آرزوهایم دست یابم.
لیک از مهوشان شهر مراهست قطع علاقه امر محال
هوش مصنوعی: اما با این حال، از زیباییهای شهر شما مرا قطع علاقه نمیکند، زیرا این امر غیرممکن است.
روش و رسم سایه دارم منمهوشان را افتاده در دنبال
هوش مصنوعی: من در پی مهوشان، آنها را به شکل سایهای دنبال میکنم.
در زمانی که آن پری صفتانمی گریزند از من بد حال
هوش مصنوعی: در زمانی که آن زیبا رویان از من دوری میکنند و حال خوشی ندارم.
می دوم بی قرار و صبر ز پیدر تردد نمی کنم اهمال
هوش مصنوعی: به سرعت و بیتابی میدویم و برای یافتن هدفم از تردید و تأخیر پرهیز میکنم.
روی چون می نهند جانب منتا بر آرند کام من بوصال
هوش مصنوعی: چهرهای زیبا و چون می باطراوت بر من میافکنند تا آرزوی وصال و رسیدن به معشوقم را برآورده کنند.
می گریزم ز صحبت ایشانخویشتن را نمی کنم پامال
هوش مصنوعی: از گفتگو و حضور آنها دوری میکنم و نمیگذارم که خودم زیر پا برود یا آسیب ببیند.
غیر ازین نیست عادتم همه عمربخدای مهیمن متعال
هوش مصنوعی: جز این چیزی نیست، که من در تمام عمرم به خداوند بزرگ و توانای متعال عادت کردهام.