شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: در مشهد، مردی مست از نوشیدنی به خانه مادرزنش رفت و او را مانند توپ به بازی گرفت. بعد از نیمه شب، متوجه شدم که چیزی عجیب در حال وقوع است. وقتی پرسیدم موضوع چیست، گفتند که "قلی" به عشق "لیلی" کارش به حالت افراطی رسیده است. من خواستم او را تنبیه کنم که یکی از ملازمانم به او حمله کرد و کمی دچار درگیری شدند. در نهایت، او به خواندن آیات مذهبی پرداخت و همه این اتفاقات را تلخی و واقعیت زندگی خواند.
در مشهد کویت آمده بودسرمست دی از خمار باده
هوش مصنوعی: در مشهد، شخصی به شدت شاد و سرمست از اثرات باده به سر میزند و حال و هوای خوبی دارد.
مادر زن خویش را گرفت اوچون توپ بیاری عراده
هوش مصنوعی: مادر زنش را گرفت و مانند توپ در بازی به جلو رفت.
نیمی چو ز شب گذشت دیدمکامد به سرای رو گشاده
هوش مصنوعی: نیمه شب که گذشت، متوجه شدم که به خانهام آمدند و در آن به روی ما باز شده است.
این بنده ز جای جسته گفتمای قوم دیگر چه روی داده
هوش مصنوعی: این خدمتگزار از جای خود برخاست و گفت: ای مردم، چه اتفاقی افتاده است؟
گفتند قلی ز عشق لیلیدر مضج قیس رو نهاده
هوش مصنوعی: گفتند قلی که قیس به خاطر عشق لیلی در حال ناراحتی و درد کشیدن است.
گفتم بزنید آقلی راکاین پای غلط بجا نهاده
هوش مصنوعی: به کسی که در مسیر نادرستی قرار گرفته، گفتم که برایش تنبیه کنید تا به اشتباهاتش پی ببرد و راه درست را پیدا کند.
دستش شکنید و مغز کوبیدتا برگردد ازین اراده
هوش مصنوعی: دستش شکست و مغز او آسیب دید تا از این تصمیم خود بازگردد.
یک چند تن از ملازمانمدیدم که برویش اوفتاده
هوش مصنوعی: چند نفر از نزدیکانم را دیدم که به پای او افتادهاند.
بیچاره بریز چوب ایشانمی خواند عدیله و شهاده
هوش مصنوعی: بیچاره، چوبی که به دست آنهاست، صدای استمداد و شهادت را به گوش میرساند.
این نص حدیث و صدق محض استباور منما ازین زیاده
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آنچه بیان شده، حقیقتی واضح و شفاف است و نیازی نیست که به جزئیات بیشتری پرداخته شود یا در آن تردید کرد.