شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: این شعر به نقد و بررسی تغییرات و تبدیلهای منفی در شخصیت و رفتار فردی به نام حاج باقر میپردازد. شاعر به او یادآوری میکند که چگونه از یک فرد خوب و با شخصیت به کسی تبدیل شده که درگیر فساد، دروغ و نادرستی شده است. او به این نکته اشاره دارد که با وجود استعدادها و قابلیتهایش، به سمت انحراف و ضعفهای اخلاقی رفته و از مسیر راستین دور شده است. در نهایت، شاعر از او میخواهد که به خود بیاندیشد و به فسادهایی که در زندگیاش رخ داده آگاه باشد.
حاج باقر جان بقر بودی چرا بیقور گشتیگاو بودی خر شدستی مار بودی مور گشتی
هوش مصنوعی: حاج باقر جان، تو که در اصل با خصوصیات نیکو و بزرگ زاده شدی، چرا به چیزی بیارزش تبدیل شدی؟ تو شایستهی مقامهای بالا بودی، اما اکنون در وضعیتی نابسامان قرار گرفتهای. تو هنگامی که با روحیات خوب و عالی متولد شدی، چرا اکنون به فراموشی و بیاهمیتی دچار شدهای؟
فرض با منکر شدی بر فسق خود اقرار کردیبر تقلب های بی پایان خود مغرور گشتی
هوش مصنوعی: با ادعای نادرست به خود مغرور شدهای، در حالی که به فساد خود اعتراف کردهای و به تقلبهای بیپایان خود دچار غرور گشتهای.
در هوای انگبین کندوی خود بر باد دادیبا دلی سوراخ همچون لانه زنبور گشتی
هوش مصنوعی: در فضایی شیرین و دلپذیر، مثل عسل، تو همه چیز را از دست دادهای. با دلی پر از درد و غم، درست مثل یک لانه زنبور که سوراخ شده، به این وضعیت رسیدی.
فحش مفتی خورد از مفتی و زر دادی بزاریزر زرت شد بی نتیجه بی زر و بی زور گشتی
هوش مصنوعی: شخصی از یک عباس مفتی توهین شنیده و برای او پولی پرداخت کرده است، اما در نهایت نه نتیجهای حاصل شده و نه قدرتی پيدا کرده است. او در بیپولی و ناتوانی به سر میبرد.
همچون ریحان سبز و چون گل سرخرو بودی به بستاناز سیاهی زرد رو وز من به بوری بور گشتی
هوش مصنوعی: تو مانند ریحان تازه و گل سرخ با طراوت بودی، اما در میان تیرهروانی به کمرنگی و کمرنگی تبدیل شدی. از من هم به زردی و کمحالی دچار گریدی.
شاه دستوری عمل کردی و از بدبختی آخرسرنگون یا سربکون چون شیشه دستور گشتی
هوش مصنوعی: شاه دستوری صادر کردی و به خاطر بدبختیات در نهایت سقوط کردی یا به زانو درآمدی، مانند شیشهای که شکسته میشوی.
گر زبان بودت چرا از گفتن حق لال بودیگر بصر داری چرا از دیدن حق کور گشتی
هوش مصنوعی: اگر زبان داشتی، پس چرا در بیان حقیقت خاموش بودی؟ اگر دید داری، چرا حقیقت را نمیبینی؟
غوره ناگشته مویزی خواستی کردن ازیراخسته در زیر لگد چون دانه انگور گشتی
هوش مصنوعی: اگر هنوز به مرحلهی کمال نرسیدهای، چرا انتظار داری که به صورت کامل و بدون زحمت به نتیجه برسی؟ تو مانند دانهی انگور هستی که زیر پا میلرزد و در فرایند رشد، باید تجربههای دشوار را پشت سر بگذارد.
نیزه بازی یکه بودی از کجا جان بازگشتیذوالفقاری تیز بودی از چه ذی القنقور گشتی
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، تو به تنهایی و با مهارت تمام نبرد میکردی، اما اکنون از کجا جان سالم به در بردهای؟ تو همیشه همچون نیزهای تند و برنده بودهای، اما حالا به چه دلیلی به بیخود تبدیل شدهای؟
گرم بودی با حریفان از چه رو سردی فزودیجور بودی با ظریفان از چه رو ناجور گشتی
هوش مصنوعی: اگر با دوستانت گرم برخورد میکردی، چرا حالا اینقدر سرد و بیاحساس شدهای؟ اگر با افراد باهوش رفتار میکردی، چرا حالا اینقدر نامناسب و بینزاکت شدهای؟