شمارهٔ ۴۲ - نرگس
هوش مصنوعی: در باغ سحر نرگس چشمانش را باز کرد و نگاهش به دنبال هم چشمی بود. من هم از خشم او به خود آمدم و خود را از محل دور کردم.
در باغ سحر نرگس تر دیده گشودبا چشم تواش بنای هم چشمی بود
هوش مصنوعی: در باغی در سحرگاه، گلی به نام نرگس شکوفا شد و با نگاهش به دیگری، شروع به قضاوت و رقابت کرد.
من نیز ز خشم دیده اش برکندمبستان و بزیر پای خود افکن زود
هوش مصنوعی: من هم به دلیل خشم او، باغی را که در چشمانش بود، از ریشه جدا کردم و زود زیر پای خود انداختم.