شمارهٔ ۱۸۸ - در مدح خواجه ابوالحسن علی بن فضل بن احمد معروف به حجاج
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی و بزرگواری فردی به نام خواجه سید وزیر زاده شاه، ابوالحسن علی فضل احمد، مدح میکند. شاعر به توصیف زیباییها و فضایل این شخص پرداخته و از او به عنوان کسی که هم از لحاظ علم و هم از لحاظ مقام ممتاز است، یاد میکند. او برتری خواجه را بر سایر بزرگان ایران به وضوح نشان میدهد و بر اهمیت سخاوت و فضیلتهای انسانی تأکید میکند. شاعر احساس عشق و شگفتی خود را نسبت به زیباییها و ویژگیهای نیکو خواجه بیان کرده و از او به عنوان کسی که همواره یاریگر دیگران بوده و با سخاوت به آنان پاداش میدهد، یاد میکند. در نهایت، شاعر به سرنوشت نیک و نام خوب او در دنیا اشاره میکند و از دیگران میخواهد که فقط به نیکی نام ببرند.
به جان تو که نیارم تمام کرد نگاهز بیم چشم رسیدن بدان دو چشم سیاه
هوش مصنوعی: من به جان تو قسم که نمیتوانم نگاهام را از آن دو چشم سیاه دور کنم، زیرا از ترس آنکه به آنها بخورم و به چشمانت برسم، مغلوب شدم.
از آنکه نرگس لختی به چشم تو مانددلم به نرگش بر شیفته شده ست و تباه
هوش مصنوعی: چون لحظهای نرگس گل در چشمان تو باقی ماند، دل من به زیبایی او دلبسته و گرفتار شده است.
به روی و بالا ماهی و سروی و نبودبدان بلندی سرو وبدین تمامی ماه
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت ماه و سرو اشاره دارد. شاعر بیان میکند که هیچ یک از زیباییهای ماه و بلندی سرو به اندازهی زیبایی و جاذبهی خاصی که در شخص مورد نظر وجود دارد، نیست. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت او فراتر از طبیعت و موجودات دیگر است.
به باغ سر و سوی قامت تو کرد نظرز چرخ ماه سوی چهره تو کرد نگاه
هوش مصنوعی: در باغ، ماه به تماشای قامت تو نگاهی انداخت و توجهش را به چهرهات معطوف کرد.
زرشک چهره توماه تیره گشت و خجلز شرم قامت تو سرو کوژ گشت و دوتاه
هوش مصنوعی: چهره تو مانند زرشک است و به خاطر شرم از قامت بلنده تو، سرو به حالت خمیده و کوتاه درآمده است.
چراغ و شمع سپاهی و برتوگرد شده استز نیکویی و ملاحت هزار گونه سپاه
هوش مصنوعی: نور و روشنایی شمع و چراغ به دور تو جمع شدهاند و از زیبایی و جذابیت تو هزاران سپاه دور تو را احاطه کردهاند.
به مجلس اندر تا ایستاده ای دل منهمی طپد که مگر مانده گردی ای دلخواه
هوش مصنوعی: در gathering (مجلس) که تو ایستادهای، دل من همچنان میتپد و امیدوار است که شاید تو به دوروبرت بمانی و من تو را دوباره ببینم، ای محبوب من.
نه رنج تو بپسندم نه از تو بشکیبمدراین تفکر گم گشته ام میان دو راه
هوش مصنوعی: نه میتوانم رنجی که تو میدهی را بپذیرم و نه قادر به تحمل تو هستم. در این شرایط به افکارم غرق شدهام و در میان دو مسیر مختلف ماندهام.
زگمرهی به ره آیم چو باز پردازمبه مدح خواجه سید وزیر زاده شاه
هوش مصنوعی: من از گمراهی به راه میآیم و سپس به ستایش خواجه، فرزند وزیر شاه مشغول میشوم.
ابوالحسن علی فضل احمد آنکه ز خلقمقدمست به فضل و مقدمست به جاه
هوش مصنوعی: ابوالحسن علی فضل احمد کسی است که از نظر فضیلت و مقام اجتماعی بر دیگران پیشی دارد.
بدو بنازد مجلس بدو بتازد صدربدو بنازدتخت و بدو بنازد گاه
هوش مصنوعی: در این بیت، به وصف میپردازد که شخصی به خاطر ویژگیهای خود، مورد توجه و محبت دیگران قرار میگیرد. او در مجلس به دیگران افتخار میدهد، در صدر مینشیند و به خاطر مقام و شخصیتش، تخت و جایگاهش مورد تحسین قرار میگیرد. به طور کلی، این بیت به ارج و اعتبار فرد اشاره دارد که باعث میشود دیگران به او افتخار کنند و او را مورد ستایش قرار دهند.
به چشم همتش ار سوی آسمان نگرییکی مغاک نماید سیاه و ژرف چو چاه
هوش مصنوعی: اگر به نگاه بلندپرواز او بنگری، تمامی آسمان برایش تنها یک چاله عمیق و تاریک به نظر میرسد.
به رای و حزم جهان رانگاه تاند داشتولی نتاند دینار خویش داشت نگاه
هوش مصنوعی: او به تدبیر و اندیشه به جهان نظر داشت، اما نتوانست ثروت خود را حفظ کند.
چرا نتاند، تاند من این غلط گفتمبدین عقوبت واجب شود معاذالله
هوش مصنوعی: چرا نتوانست، توانایی من این است که این اشتباه را بگویم، به خاطر این عواقب باید از آن پناه ببرم، خدا نکند.
نه هر که چیزی نکند از آن همی نکندکه دست طاقتش از علم آن بود کوتاه
هوش مصنوعی: نه هر کس که کاری انجام نمیدهد، به این دلیل نیست که توانایی یا دانشی برای انجام آن نداشته باشد؛ ممکن است به خاطر کمبود امکانات یا نامناسب بودن شرایط، نتواند اقدام کند.
چرا نگویم کورا سخا همی گویدکه نام خویش بیفزای و مال خویش بکاره
هوش مصنوعی: چرا نباید بگویم که انسان بخیل، همیشه میگوید که باید نام و اعتبار خود را بیشتر کند و در عین حال ثروت خود را صرف نکند؟
کسی که نام و بزرگی طلب کند نشگفتکه کوه زر ببر چشم او نماید کاه
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال شهرت و اعتبار است، تعجبی ندارد اگر کوه طلا در برابر چشمان او به اندازه کاهی به نظر برسد.
به خاصه آنکه به اصل و هنر چو خواجه بودنگاه کن که نیایی شبیهش از اشباه
هوش مصنوعی: به ویژه اینکه اگر به اصل و هنر توجه کنی، مانند او هیچکس را نخواهی یافت که به او شبیه باشد.
همه بزرگان کاندر زمین ایرانندبه آستانه او بر زمین نهاده جباه
هوش مصنوعی: همهی شخصیتهای بزرگ و مهم در سرزمین ایران به پای او احترام گذاشته و به نوعی به او ارادت دارند.
به همت و به سخا و به هیبت و به سخنبه مردمی که چنوآفریده نیست اله
هوش مصنوعی: با تلاش و بخشندگی و وقار و کلام، به مردمی اشاره شده است که مانند آنها در دنیا وجود ندارد.
به نیم خدمت بخشد هزار پاداشنبه صد گنه نگراید به نیم بادافراه
هوش مصنوعی: به کسی که به دیگران خدمت میکند، پاداشهای زیادی خواهد رسید و به اشتباهاتش توجهی نمیشود.
خدای درسر او همتی نهاده بزرگاز آسمان و زمین مهتر و فزون صد راه
هوش مصنوعی: خداوند در دل او ارادهای عظیم قرار داده است، که از آسمان و زمین فراتر رفته و به او برتری و قدرتی افزون عطا کرده است.
بسا کسا که گنه کردو هیچ عذر نداشتدل کریمش از آن کس نجست عذر گناه
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد گناه کردهاند و هیچ عذری هم نداشتهاند، اما دل بخشنده آنها هیچگاه از آن شخص عذر گناه نخواسته است.
در این دومه که من اینجا مقیمم از کف اوبه کام دل برسیدند زایری پنجاه
هوش مصنوعی: در این سرزمین که من سکونت دارم، گروهی از زائران توانستند به خواستههای دلشان برسند و از دست او بهرهمند شوند.
یکی منم که چنان آمدم مثل براوکه کرد بی بنه آید هزیمت از بنگاه
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که مانند او که بدون هیچ دلیل و توجیهی به میدان آمده، به زودی شکست میخورم و از اینجا میروم.
کنون چنان شدم از بر او کجا تن منبه ناز پوشد توزی و صدره دیباه
هوش مصنوعی: اکنون به گونهای شدهام که جسم من مانند پوششی نازک در برابر او قرار دارد و من در حالتی از لطافت و زیبایی هستم.
به صره زربهم کردم و به بدره درمهمی روم که کنم خلق را ازین آگاه
هوش مصنوعی: من به طرف نقره رفتم و در حال حرکت به سمت جایی هستم که بتوانم مردم را از این موضوع آگاه کنم.
به راه منزل من گر رباط ویران بودکنون ستاره خورشید باشدم خرگاه
هوش مصنوعی: اگر در مسیر خانهام، جایی خراب و ویران باشد، اکنون مانند ستارهای هستم که در آسمان میدرخشد.
چنین کنند بزرگان ز نیست هست کنندبلی ولیکن نه هر بزرگ و نه هر گاه
هوش مصنوعی: بزرگان با قدرت و دانش خود میتوانند از عدم، وجود بسازند، اما این کار تنها از عهدهی برخی از آنها و در زمانهای خاص برمیآید.
همیشه تا نبود خوب کار چون بدکارچنان کجا نبود نیک خواه چون بدخواه
هوش مصنوعی: همیشه وقتی که کار خوبی وجود ندارد، به همان اندازه هم کار بد وجود دارد؛ بنابراین، جایی که کسی خیرخواه نباشد، بدخواهی نیز نخواهد بود.
همیشه تا به شرف باز برتر از گنجشگچنان کجا هنر شیر برتر از روباه
هوش مصنوعی: همیشه در حالی که به مقام والایی دست یافتهایم، نمیتوانیم مانند یک گنجشک پایینتر از آن قرار بگیریم. هنر و صداقت شیر از زیرکی و فریب روباه بیشتر است.
جهان متابع او باد و روزگار مطیعخدای ناصر او باد و بخت نیک پناه
هوش مصنوعی: جهان به عرشه فرمان او باشد و روزگار به فرمان خداوندی که او را یاری میکند و شانس و بخت او همواره در پناه است.
به نیکنامی اندر جهان زیاد و مبادبجز به نیکی نام نکوش در افواه
هوش مصنوعی: در دنیا تلاش کن که نام نیکی از خود به جا بگذاری و فقط با کارهای نیک شناخته شوی.