شمارهٔ ۱۰ - و او راست
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی صلح و جنگ است. شاعر به محبوب خود اشاره میکند که وقتی از او صلح را میبیند، جنگ و عتاب را نادیده میگیرد و انتخابش صلح است. او میگوید که دل حسود با دیدن خوشحالی او، به غم خود میافتد. در زمان جنگ، عتاب و گریه وجود دارد، اما اکنون باید شادی و سرگرمی را در نظر بگیرند. شاعر بر این باور است که تنها محبوبش میتواند به دلش آرامش بدهد و او خوشحال است که محبوبش نیز به آرامش دلش توجه دارد.
نگار من چو ز من صلح دید و جنگ ندیدحدیث جنگ به یک سو نهاد و صلح گزید
هوش مصنوعی: معشوق من زمانی که من را در حال جنگ و جدال دید، به آرامش و صلح فکر کرد و دیگر به ماجراهای جنگ توجه نکرد و صلح را انتخاب کرد.
عتابها ز پس افکند و صلح پیش آوردحدیث حاسد نشنید و زان من بشنید
هوش مصنوعی: او از سرزنشهایش خود را کنار کشید و به صلح و سازش روی آورد، حرفهای حسود را نادیده گرفت و به من گوش داد.
چو من فراز کشیدم بخویشتن لب اودل حسود ز غم خویشتن فراز کشید
هوش مصنوعی: وقتی که من به خودم مینازم و به خودم میبالم، دل حسودان از غم خودشان غمگین و آشفته میشود.
به وقت جنگ عتاب و خروش و زاری بودکنون چه باید رودو سرود و سرخ نبید
هوش مصنوعی: در زمان جنگ، شور و هیاهو و ناله و فریاد وجود داشت، اما اکنون چه باید کرد؟ آیا باید ترانه خواند و شراب سرخ نوشید؟
در نشاط و در لهو باز باید کردکه این دو بندگران را به دست اوست کلید
هوش مصنوعی: برای شادی و خوشی باید دوباره فرصتهایی را فراهم کرد، چرا که این دو موضوع، کنترلکنندهی سرنوشت ما هستند و کلید دستیابی به آنها در اختیار خود ماست.
به کام خویش رسد از دل من آن بت رویچنانکه زو دل غمگین من به کام رسید
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا به خواسته خود از دل من میرسد، مانند اینکه او با دل غمگین من به آرزوی خود دست یافته است.