شمارهٔ ۱۱ - نیز او راست
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از یک بوسه که از دوست خود دریافت کرده، صحبت میکند. این بوسه باعث سرخی رخساره او و هنرمندی در بازی نرد میشود. شاعر از دوستش میپرسد که چرا از بوسه او خشمگین است و در پاسخ، دوست او میگوید که ناراحتیاش از بازی نرد است و نه از بوسه. شاعر به او پیشنهاد میدهد که به خاطر یک بوسه کوچک، نگرانی نداشته باشد و دوست نیز قول میدهد که فردا سه بوسه به او بدهد. این گفتگو نشاندهندهی رابطه دوستانه و دلگرمکنندهای بین شاعر و دوستش است.
بوسه ای از دوست ببردم به نردنرد برافشاند و دو رخ سرخ کرد
هوش مصنوعی: یک بوسه از دوست دریافت کردم که باعث شد حس و حال خوشی به من دست بدهد و صورتم از شعف سرخ شد.
سرخی رخساره آن ماهرویبر دو رخ من دو گل افکند زرد
هوش مصنوعی: رنگ سرخ صورت آن دلبر زیبا همچون دو گل زرد بر روی من پاشیده است.
گاه بخایید همی پشت دستگاه بر آورد همی آه سرد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، انسان به این فکر میافتد که چه چیزهایی را پشت دست پنهان کرده، و گاهی نیز به همین خاطر با حسرت و اندوهی عمیق، آهی از دل برمیآورد.
گفتم جان پدر این خشم چیستاز پی یک بوسه که بردم به نرد؟
هوش مصنوعی: من از او پرسیدم که این خشم و ناراحتی از کجا آمده، فقط به خاطر یک بوسه که برایم اهمیت دارد؟
گفت من از نرد ننالم همینرد به یک سو نه و اندر نورد
هوش مصنوعی: میگوید که من از بازی ناله نمیکنم، زیرا بازی فقط در یک سمت نیست و در چندین جنبه ادامه دارد.
گفتم گر خشم تو از نرد نیستبوسه بده گرد بهانه مگرد
هوش مصنوعی: به او گفتم اگر از بازی عشق ناراحت هستی، به جای خشم، بوسهای بده و در این بهانهها نغمہ نکن.
گفت که فردا دهمت من سه بوسفرخی امید به از پیشخورد
هوش مصنوعی: او گفت که فردا به تو سه بوسه میزنم که به امیدی بهتر از آنچه قبلاً دیدهای، باشد.