شمارهٔ ۱۹ - او راست
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان تجربهی عشق و سختیهای آن میپردازد. او میگوید عشق مانند آتش است که هیچ آب و تلاشی نمیتواند آن را خاموش کند. دل عاشق چرا از این آتش پرخطر حذر نکرده است؟ او خود را در آتش عشق سوزانده و حال جگرش نیز در رنج است. شاعر به بدی همسایهها اشاره میکند و میگوید که آنها باعث دردسر و زحمت شدهاند. او به تلاشهای خود برای کاهش درد عشق اشاره میکند و متوجه میشود که هیچکدام از تدبیرها و حیلتهایش اثر نداشته و وضعیت همچنان دشوار است. در نهایت، عشق و محبت او به قدری زیاد است که با همهی مشکلات، نتوانسته از آن فاصله بگیرد.
عشق آتشیست کآب نیابد بر او ظفرای دل چرا نکردی زآتش همی حذر
هوش مصنوعی: عشق همچون آتشی است که آب نمیتواند بر آن غلبه کند. ای دل، چرا از این آتش دوری نکردی؟
آری حذر نکردی تا سوخته شدیتو سوختی و با تو بسوزد همی جگر
هوش مصنوعی: بله، تو مراقب نبودی و به همین خاطر سوختی. حالا هم که سوختهای، دل من نیز با تو میسوزد.
همسایه بدی و ز همسایگان بدهمسایگان رسند به رنج و به درد سر
هوش مصنوعی: همسایههای بد باعث میشوند که دیگران نیز با مشکلات و سختیها مواجه شوند.
اینک جگر به جرم تو آویخته شده ستورنه ازین بلا دل او نیستی خبر
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که قلب کسی به خاطر تو داغدار و پر از درد شده است، وگرنه او از این مشکلات و رنجها بیخبر است.
من چند گونه حیلت وتدبیر ساختمکان آتش فروخته کمتر شودمگر
هوش مصنوعی: من به روشهای مختلف تلاش کردم که آتش درونم را خاموش کنم، ولی انگار که این تلاشها کارساز نیست.
بادخنک برآتش سوزان گماشتمپنداشتم که حیلت من گشت کارگر
هوش مصنوعی: باد خنکی را بر آتش سوزان گذاشتم، فکر کردم که این تدبیر من مؤثر واقع شده است.
بخشش هزار بار فزون گشت از آنچه بودبخشش همه دگر شدو تدبیر من دگر
هوش مصنوعی: بخشیدن و دست دادن چیزی به دیگران بسیار بیشتر و بزرگتر از آن چیزی است که در ابتدا فکر میکنیم. وقتی به بخشش میپردازیم، مسیر و فکرمان نیز تغییر میکند.
ور بلبل از درخت بپریدگو بپرظاهر فرو نکرد ز طنبور خویش پر (؟)
هوش مصنوعی: اگر بلبل از درخت بپرد، دیگر نمیتواند از طنبور خود آواز سر دهد.