شمارهٔ ۲۱ - همو راست
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی رابطهای میان دو نفر میپردازد و از درد و جدایی و همچنین جنگ و صلح صحبت میکند. او از صلح با معشوقش خواستار است و میگوید که جنگی با او ندارد. احساس دلتنگی و عشق او به معشوقش مانند سنگی است که در آن مهر تابان است. او همچنین به دوندگیاش برای یافتن معشوق اشاره میکند و از ننگ داشتن نسبت به عشقاش سخن میگوید. در نهایت، شاعر خواستار از سرگیری صلح و نزدیکی دوباره به معشوقش است.
تا کی بود این شوخی و تاکی بود این جنگزین شوخی و زین جنگ نگردد دل من تنگ
هوش مصنوعی: این نغمه و این دعوا تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟ از این شوخی و جنگ، دلم هرگز تنگ نخواهد شد.
صلحست مرابا تو و بامن نکنی صلحجنگست ترا با من و با تو نکنم جنگ
هوش مصنوعی: اگر با من صلح کنی، من هم با تو صلح میکنم؛ اما اگر جنگ را انتخاب کنی، من نیز به جنگ با تو نمیروم.
سنگست دلت مهر بر او تابان گه گهکز تافتن مهر گهر زاید در سنگ
هوش مصنوعی: دل تو همچون یک سنگ است که محبت بر آن تابیده است. گاهگاه این محبت، مانند نور خورشید که در دریا میدرخشد، به وجود آمدن زیبایی و ارزشهایی از دل سخت تو منجر میشود.
فرسنگ به فرسنگ دوانم ز پی تووزمن تو گریزانی فرسنگ به فرسنگ
هوش مصنوعی: من به دنبال تو به دورترین فاصلهها میدوم و تو همچنان از من دوری میکنی.
گرمن ز تو ای دوست همی ننگ ندارمتو نیز مدار از من و از صحبت من ننگ
هوش مصنوعی: اگر من از تو شرمنده هستم، ای دوست، نگران نباش که تو هم از من و از صحبتهای من شرمنده نباشی.