شمارهٔ ۲۳ - و او راست
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و جدایی عشق بیان شده است. شاعر از احساس اندوه عمیقش بعد از رفتن معشوق سخن میگوید و میگوید که از زمان رفتن او، همچون باغی پژمرده شده است. او به یاد وصل معشوقش دلتنگی میکند و از دردهایی که تجربه کرده میگوید. شاعر به وضعیت خود اشاره میکند که گاهی شاداب و گاهی آواره است، و این احساسهای متناقض را نتیجه جدایی از محبوبش میداند. در نهایت، او به ناچار از این درد دل میکند و نشان میدهد که چگونه جدایی، همواره بر روح و روانش تأثیر گذاشته است.
ای رفته من از رفتن تو باغم ودردممردم زتو وزین قبل از شادی فردم
هوش مصنوعی: دوری تو باعث اندوه و غم من شده است و از زمان رفتن تو، حال و روزم خراب شده است. قبل از اینکه به روزهای شاد برسم، درد و رنجی عمیق را تجربه کردهام.
تا وصل ترا هجر تو ای ماه فرو خورددردی نشناسم که به صد باره نخوردم
هوش مصنوعی: تا زمانی که به وصال تو نرسم، درد هجر تو را نمیشناسم. به هیچ دردی نمیرسد که من بارها آن را تجربه نکرده باشم.
از چهره تو بتکده بوده ست مرا چشمامروز درین بتکده از آب به دردم
هوش مصنوعی: چشم من امروز در این مکان مقدس تو را دید و این دیدن برای من مانند نوشیدن آب از سرچشمهای پاک و شفابخش بود.
گویند کز آتش تبش و گرمی باشدپس چون که من از آتش غم بادم سردم
هوش مصنوعی: میگویند که اگر کسی تب داشته باشد، باید گرم باشد. اما من، با اینکه از آتش غم رنج میبرم، احساس سردی میکنم.
یا دوست بگشتی تو از آن حال که بودیمن روزی ازین درد به صدبار بگردم
هوش مصنوعی: یا دوست، آیا از آن حالت که بودی دور شدهای؟ من هم روزی از این درد به صد بار میگذرم.
گه بامژه ترم گه بالب خشکمگه با دل پرخونم گه با رخ زردم
هوش مصنوعی: در برخی مواقع حال و روزم تغییر میکند؛ گاهی شاداب و سرزندهام، گاهی غمگین و افسرده، یا با دل پر از درد و دردی کشیده، و گاهی هم چهرهام زرد و بیحال میشود.