شمارهٔ ۳۲ - و نیز اوراست
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عشق و ناامیدی شاعر نسبت به یاری و دوستیشان است. شاعر از سنگدلی معشوق شکایت میکند و احساس میکند که محبت و دوستیاش بیپاسخ مانده است. او به وضعیت دلباختگیاش اشاره میکند که علیرغم همه تلاشها و ابراز محبت، از یاری و دوستی خبری نیست. در نهایت، شاعر به صبر و تحمل در این موقعیت اشاره میکند، چرا که در عشق جز این چارهای نمیبیند.
ای عاشقان گیتی یاری دهید یاریکان سنگدل دلم را خواری نمود خواری
هوش مصنوعی: ای عاشقان دنیا، به من کمک کنید؛ زیرا آن سنگدل، احترام و ارزش دلم را زیر پا گذاشته است.
چون دوستان یکدل در پیش او نهادمبستد به دوستی دل ننمود دوستداری
هوش مصنوعی: وقتی که دوستان صمیمیام را در پیش او گذاشتم، او به دوستی به دل نداشت و محبت نکرد.
گفتم که دل ستانم ناگاه دل سپردمبر طمع دلستانی ماندم به دلسپاری
هوش مصنوعی: گفتم که دل را از کسی بگیرم، اما ناگهان خودم دلم را به کسی سپردم و حالا در انتظار محبت او ماندهام.
گوید همی چه نالی یاری چو من ندارییاریست اینکه ندهد روزی به بوسه یاری
هوش مصنوعی: میگوید که اگر یاری مثل من نداری، چه میگویی و چرا شکایت میکنی؟ یاری که هیچ چیزی مثل بوسه نمیدهد، ارزش همراهی ندارد.
دشمن همی ز دشمن یک روز داد یابدمن زو همی نیابم چکنم مگر که زاری
هوش مصنوعی: دشمن در یک روز ممکن است به چیزی که میخواهد برسد، اما من از دشمن خود هیچ چیزی به دست نمیآورم. چه کار میتوانم بکنم جز اینکه زاری کنم؟
جز صبرو برد باری بر وی همی نبینمچون عاشقم چه چاره جز صبرو بردباری
هوش مصنوعی: جز صبر و تحمل در عشق او چیزی نمیبینم. چون عاشق او هستم، چارهای جز صبر و بردباری ندارم.