شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از محبت است. شاعر به توصیف محنتها و زخمهای ناشی از جدایی میپردازد و از شوق و انتظار وصال معشوق سخن میگوید. او در دنیای بیحاصل و بیثمر احساس تنهایی میکند، اما از شوق عشقش مست شده و هیچ چیزی را به خاطر نمیآورد. در این چمن، او میخواهد مانند نرگس جلوهگری کند و تأکید میکند که در غم عشق به هیچ چیزی جز یک استخوان تبدیل نشده است. شاعر در نهایت به بزم وجود و میپردازد و عظمت معشوق را ستایش میکند.
گر قضا با من نویسد محنت ایام راالتیام زخم سازم پنجه ضرغام را
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت برای من مشکلات روزگار را بنویسد، من زخمهای خود را درمان میکنم و با نیرویی همچون شیر، بر سختیها غلبه میکنم.
در بیابانی که مرغ وحشت ما پر زندخون بسمل دانه گردد حلقههای دام را
هوش مصنوعی: در بیابانی که پرندهای که نشان از ترس و وحشت دارد پرواز میکند، خون بیگناه به دانهای تبدیل میشود و حلقههای دام بر گرد آن شکل میگیرد.
از تپش دارد نوید بوی وصل او دلمبال جبریل است گویا شوخی الهام را
هوش مصنوعی: دل من به شوق وصال او میتپد و به نظر میرسد همچون بال جبریل، پر از هیجان و شور است. گویا به شوخی به من الهام شده است.
هیچ نخلی نیست اندر باغ امکان بیثمرشهرت رستم نماید زنده روح سام را
هوش مصنوعی: در باغ امکان، هیچ درختی بدون میوه وجود ندارد و تنها نام رستم به تنهایی جان سام را زنده نگه میدارد.
آنقدر مستم که از شوقش ندانم بعد ازینسال از مه روز از شب هفته از ایام را!
هوش مصنوعی: آنقدر سرمست و شادمانم که نمیدانم بعد از این چه روزی است یا هفتهای چه زمانی میگذرد؛ فقط به خاطر عشق او به این حال رسیدهام.
در چمن مانند نرگس پای تا سر دیده شوگر تماشا میکنی آن شوخ گلاندام را!
هوش مصنوعی: در چمن مانند نرگس بایست و خود را به خوبی نشان بده، اگر میخواهی زیبایی آن دختر گلاندام را تماشا کنی!
هرکه را باشد سلوک شیوه مجنون حسبکو تمیز آن که سازد فرق صبح و شام را؟!
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عاشقانهای مانند دیوانهها قدم میزند، باید بتواند تفاوت بین صبح و شب را تشخیص بدهد.
صورت او را ببیند هرکه مانند خلیلبشکند در راه سطوت زمره اصنام را!
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد زیبایی او را ببیند، باید مانند خلیل (ابراهیم) در برابر قدرت و شکوه بتها و خدایان دروغین، مقاومت و ایستادگی کند.
برنیاید قطرهای خون بیرضای لیلیاشبر رگ مجنون زنی گر نشتر حجام را
هوش مصنوعی: اگر لیلی رضایت نداشته باشد، حتی یک قطره خون هم از مجنون نخواهد آمد، حتی اگر تیغ حجامت هم به او زده شود.
هر که سرمست خیال باده وصلش بودمیکند میخ طناب خیمه خیام را!
هوش مصنوعی: هر کسی که تحت تأثیر احساسات و افکار عاشقانهاش باشد، به راحتی میتواند در دنیای خود غرق شود و در این حالت، مسائل و مشکلاتش را فراموش کند، مانند کسی که در پی وصل معشوق خود است و به کارهایش بیتوجه میشود.
در غم او از وجودم استخوانی بیش نیستکند سازد جسم من صد خنجر بهرام را!
هوش مصنوعی: در اندوه او، تن من چیزی جز استخوانی خالی نیست و به راحتی میتواند جسم من را مانند صد خنجر به هم بریزد و آسیب بزند.
تا شدی طغرل تو اندر عرصه بزم وجودچون تو فرزندی نروید مادر ایام را!
هوش مصنوعی: زمانی که تو، طغرل، وارد دنیای باشکوه وجود شدی، دیگر مادری نمیتواند مثل تو فرزندی به دنیا آورد.