شمارهٔ ۵۳
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از درد فراق و جدایی صحبت میکند و میگوید که شربت تلخ جدایی را چشیده است. او همچنان در دام این جدایی گرفتار است و به تکرار نام آن معشوق میانگارد که سبب رنجش شده است. شاعر از احساس درماندگی و آزار ناشی از فراق گلهمند است و به انتظار روزی بهتر مینگرد.
آن باده که من کشیدم از جام فراقاینک ز فراق اوست ایام فراق؟
هوش مصنوعی: این نوشیدنی که من از جام جدایی آشامیدم، اکنون از همان جدایی اوست و روزهایم پر از همین دوری است.
تا چند تپم چو مرغ در دام فراقسیر آمدم از شنودن نام فراق
هوش مصنوعی: چندین بار مانند پرندهای که در تله گرفتار شده، بیتابی کردم و از شنیدن نام جدایی خسته شدم.