شمارهٔ ۶۴
هوش مصنوعی: شاعر در این مصرعها از درد و غم خود میگوید. او با بدنی غرق در آب و زبانی سوخته از آتش دلش، به احساس غم و تنهایی و فراق از وطنش اشاره میکند. او تنها دمن را به عنوان چیزی از خود میخواهد و از وضعیتش ابراز نارضایتی میکند.
هر چند درآب دیده غرق است تنماز آتش دل سوخت زبان در دهنم
هوش مصنوعی: هر چند که بدنم در آب چشم غرق شده است، اما دل من از آتش عشق میسوزد و زبانم در دهانم خاموش است.
با ذل غریبی و فراق وطنمجز دمن من مباد از این سان که منم
هوش مصنوعی: با حسرت زندگی در دوری از وطنم، تنها چیزی که برایم باقی مانده دمنوش است. نمیخواهم به این شکل زندگی کنم.