شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع تقدیر و رضا میپردازد. شاعر بیان میکند که نه آسمان و نه زمین در ضرر و نابودی او تأخیری ندارند. او از بیفایده بودن فریاد و اعتراض در برابر غم و مشکلات صحبت میکند و به نوعی از روشنبینی در مواجهه با دشواریها سخن میگوید. شاعر به تأکید میرسد که اگر انسان بینش درستی داشته باشد، نباید به مسائل سطحی دنیا توجه کند و در عوض باید به رضای خدا اهمیت بدهد. در نهایت، او به صبر و قبول قضا و قدر اشاره میکند و میگوید که عاقل کسی است که با رضا به قضا برخورد کند.
فلک همی نکند در جفای من تقصیرملک همی نکند در هلاک من تاخیر
هوش مصنوعی: آسمان هم در ظلم من تقصیری ندارد و پادشاهی هم در نابودی من تأخیری نمیکند.
چوتیر برجگر آمد چه منفعت ز خروشچو روز غم به سر آمد چه فایده زنفیر
هوش مصنوعی: وقتی که تیرِ بلند شلیک شد، فریاد زدن چه فایدهای دارد؟ وقتی که غم از دل برود، دیگر ناله کردن چه سودی دارد؟
اگر نه چشم ضمیر تو تیرگی دارددر این زمانه چرا ننگرد به چشم ضمیر
هوش مصنوعی: اگر دیده باطن تو در این دنیا تاریک است، پس چرا به چشمان باطن خود نمینگری؟
جهان به چشم حکیمان حقارتی داردمرا رضای تو باید نه این جهان حقیر
هوش مصنوعی: جهان به نظر حکیمان بیارزش است و من تنها خواستهام این است که رضایت تو را داشته باشم، نه این دنیای کوچک و ناچیز.
به صبر کوش و قضا را قبول کن به رضارضا دهد به قضا هر که عاقل است و خبیر
هوش مصنوعی: صبر و تحمل را پیشه کن و آنچه سرنوشت برایت رقم زده است را با خوشحالی بپذیر. کسی که عاقل و باهوش است، میداند که با پذیرش قضا و قدر، رضایت و آرامش بیشتری به دست میآورد.