شمارهٔ ۴۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تأمل در زندگی و روابط خود میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که در طول عمرش تلاشهایش نتیجهای نداشته و از احساساتش غافل بوده است. شاعر از تار و پود کارهایش میگوید که همیشه با سختی و ناهمواری همراه بوده و هرگز احساس محبت و شفقت را تجربه نکرده است. او اگرچه در بسیاری از مواقع به اشتباهات خود اعتراف میکند، اما در عین حال میداند که هیچکس دیگر طعم ناکامی او را نمیداند. شاعر همچنین به این موضوع اشاره میکند که کمر به خدمت محبوبش بسته، اما نتیجهای نمیگیرد و زندگیاش بیثمر شده است. در نهایت، او احساس میکند که تلاشهایش در نهایت به غارت رفته و هیچ نتیجهای جز بار سنگین نداشته است.
همیشه تار و پود کار ناهموار میبستمدل و دستم نبود و خویش را بر کار میبستم
هوش مصنوعی: در تمام طول زندگی، کارهای سخت و دشوار را به تنهایی انجام میدادم و نه تنها از دل و دستم خبری نبود، بلکه همه تلاشم را صرف انجام این کارها میکردم.
برش چندان که میرفتم نبودش شفقتی با منبه افسون خویش را بر محرمان یار میبستم
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر به جلو میرفتم، او هیچ رحمی به من نداشت و با ترفندها و نیازهای خود، رازهایش را به دوستان نزدیکش پنهان میکرد.
در آن کو یک شبم گل گشت مهتابی نشد روزیهمیشه خویش را چون سایه بر دیوار میبستم
هوش مصنوعی: در آن شب که همه جا با نور ماه روشن شد، هیچگاه نتوانستم خود را مانند سایهای بر دیوار حفظ کنم.
اگرچه پای تا سر عذر تقصیر و گنه بودمز خجلتهای عصیان لب ز استغفار میبستم
هوش مصنوعی: هرچند که تمام وجودم پر از عذر و تقصیر و گناه بود، به خاطر شرم ناشی از کارهای ناپسند، هرگز زبان به طلب عفو نمیآوردم.
کسی دیگر به جز من لذت نقصان نمیدانستگر از اول ره سودا درین بازار میبستم
هوش مصنوعی: هیچ کس جز من ندانست که نقصان و کمبود چه لذتی دارد، اگر از همان ابتدا وارد این بازار پر سودا میشدم.
نمیافتاد چندین رخنه در بنیاد رسواییگر از آغاز دست عقل دعوی دار میبستم
هوش مصنوعی: اگر از همان ابتدا به عقل خود توجه میکردم و به آن اعتماد میکردم، هیچگاه اینقدر عیب و نقص در اساس رسوایی به وجود نمیآمد.
کمر در خدمتت عمریست میبندم چه شد قدرمبرهمن میشدم گر این قدر زنار میبستم
هوش مصنوعی: سالهاست که در خدمتت کمر بستهام، اما چه شده که ارزش من کم شده است؟ اگر اینقدر قابلیت داشتم، در مییافتم که باید به تو بندهای بیشتری بزنم.
نهال عمر پیوند تو کردم برنشد حاصلثمر میداد اگر این نخل را بر خار میبستم
هوش مصنوعی: من عمری را که به تو پیوند زدم، به ثمر نرساندم. میدانم اگر این درخت را به خار میبستم، نتیجه بهتری میداد.
«نظیری» این تمنا و طلب تا وقت مردن بودمتاع جان به غارت میشد و من بار میبستم
هوش مصنوعی: این آرزو و خواسته تا زمان مرگ ادامه داشت، در حالی که روح من مورد چپاول قرار میگرفت و من بار سنگینی را بر دوش میکشیدم.