شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از عشق و تعلق خاطر خود به معشوق صحبت میکند. او میگوید گاهی جانش را فدای او میکند و گاهی به عشقش گنجینهای از احساسات را نثار میکند. او همچون دریا و معادن که جوش و خروش دارند، در حال جوش و خروش است و از عمق دلش گنج عشق را به معشوق هدیه میدهد.
گه بر سر فرمان تو جان افشانمگه بر رقمش گنج روان افشانم
هوش مصنوعی: گاهی برای اجرای فرمان تو جانم را فدای تو میکنم و گاهی برای تو گنجینهام را به راحتی میریزم.
بر سر نهم و چو بحر و کان جوش زنمپس از ته دل گنج بر آن افشانم
هوش مصنوعی: من در اوج هیجان و شوق مانند دریا به جوش میآیم و از عمق قلبم گنجینهای ارزشمند را نثار میکنم.