شمارهٔ ۱۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم عشق یا یاد محبوبش سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که تا سحر به فسانههای غم محبوبش گوش میدهد و خوابش نمیبرد. همچنین بیان میکند که نمیخواهد امانت احساساتش را به خیانت بسپارد و هرجا که باشد، محافظ غم محبوبش خواهد بود.
شب تا سحرم فسانه خوان غم اوخوابم نبرد ز داستان غم او
هوش مصنوعی: تا صبح، داستان غم او را میخوانم و خوابم نمیبرد، به خاطر این که همیشه در فکر آن غم هستم.
تا بار امانتش به خائن ندهمصد جای نشسته پاسبان غم او
هوش مصنوعی: من هرگز اجازه نمیدهم که بار امانت عشق را به دست کسی که به آن خائن است بسپارم، به همین خاطر بارها و بارها مراقب احساسات و غم او بودهام.