شمارهٔ ۱۳
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به معضلات و دردهای وجودی خود اشاره میکند. او از روی سیاه و گناه خود سخن میگوید و از خجالت و شرم ناشی از این وضعیت رنج میبرد. همچنین، به پیری و غفلت از دنیای اطرافش اشاره میکند و به این فکر میافتد که اگر درک بهتری از دنیا داشت، زندگیاش ممکن بود بهتر باشد. شاعر از وابستگیها و دردهایش سخن میگوید و از دیگران میخواهد که او را درک کنند و از قضاوتهای نادرست پرهیز کنند. همچنین، او به صداقت و اخلاص در روابطش تاکید میکند و میگوید که هیچ چیز مانند صداقت اهمیت ندارد. در نهایت، شاعر از پردهپوشی و افشای عیوب خود ناراحت است و به نوعی درددل میکند.
پوشیده پرده گر دوست روی سیاه ما رارنگ خجالت آورد بر رو گناه ما را
هوش مصنوعی: اگر دوست ما را با پرده بپوشاند، رنگ شرمندگی بر چهرهام بیفتد و گناههایم نمایان شود.
پیری خلاص میکرد ما را از روی عالمگر سنگ ره نمیشد عینک نگاه ما را
هوش مصنوعی: پیری ما را از دنیای پرزرق و برق رهایی میبخشید، هرچند اگر در مسیر مشکلات سنگهایی هم وجود داشت، ولی دید ما به زندگی تغییر میکرد.
گر برنشد چراغم ای دل خورم چرا غم؟نگرفته است از دست کس شمع آه ما را
هوش مصنوعی: اگر چراغ من روشن نشد، چرا باید غم بخورم؟ شمع حسرت ما از دست کسی گرفته نشده است.
آورد رو بهرکس کردند پشت بر ویگویا نمی شناسد دل قبله گاه ما را
هوش مصنوعی: آنها به همه نشان دادند و پشت به او کردند، گویی که دل آنها قبلهگاه ما را نمیشناسد.
ما شاه ملک فقریم از ما حذر کن ای خصمچون شعله کس ندیده است پشت سپاه ما را
هوش مصنوعی: ما در زندگی خود با فقر و مشکلات زیادی روبهرو هستیم، بنابراین ای دشمن، از ما دوری کن. چرا که پشت این ظاهر، نیرویی همچون شعله وجود دارد که هیچکس توانایی دیدن آن را ندارد.
غیر از زلال اخلاص با جمله دشمن و دوستآبی نبوده هرگز در زیر کاه ما را
هوش مصنوعی: جز راستی و صداقت، در دل ما هیچ نیکویی و بدی وجود نداشته است. ما همیشه با روحی پاک و خالص زندگی کردهایم.
گردید پرده ما را بر عیب خودنماییبر ما بسی است منت روز سیاه ما را
هوش مصنوعی: پردهمان به خاطر عیوبمان، به ما نشان میدهد که در روز سیاه و بدبختیمان، به اندازه کافی منتگذاری کافی وجود دارد.