شمارهٔ ۱۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و سرگشتگی شاعر پرداخته است. او از دل خستهاش و تنهاییاش میگوید و مقایسهای میان شیشه و سنگ انجام میدهد. شاعر در مقابل خصم و دشمنانش خود را آزموده و استوار میبیند. همچنین، به ناکامیها و زخمهای زندگی اشاره میکند و از ضعف و یتیمیاش حرف میزند. او هشدار میدهد که باید از همنوعان خود فاصله بگیرد؛ زیرا ممکن است در دام دشمنی بیفتد. در نهایت، شاعر از هدفهای بلندی همچون دستیابی به قرب و آفرینش عشق سخن میگوید و به ناپایداری دنیا اشاره میکند.
سرگشتگی نصیب دل خسته من استاین شیشه ظاهرا که ز سنگ فلاخن است
هوش مصنوعی: دل خستهام در حال بلاتکلیفی است، در حالی که این شیشه، به ظاهر مانند سنگی از فلاخن به نظر میرسد.
پروای خصم نیست مصاف آزموده رادرهم چو بافت زخم بر اندام، جوشن است
هوش مصنوعی: در جنگ و نبرد، ترسی از دشمن ندارم؛ چراکه همچون زخمهایی که روی بدن به جا میمانند، تجربهها و سختیها توانستهاند به من قدرتی بدهند مانند زرهی که از من محافظت میکند.
سرهنگ مصر گوشه نشینی، منم کنونپاتابه یتیمی من، عطف دامن است
هوش مصنوعی: سرهنگ مصری که در گوشهای نشسته، حالا من به یاد یتیمیام، دامنم را به سمت خودم جلب کردهام.
ز ابنای جنس خود، به حذر باش، زآنکه آببا آن سرشت پاک بآیینه دشمن است
هوش مصنوعی: از همنوعان خود دوری کن، زیرا که مانند آب که ذات پاکی دارد، با آینهٔ دشمن در تضاد است.
کی چون مسیح پای نهی بر سپهر قرب؟تا دل ز خارخار هوس پر ز سوزن است
هوش مصنوعی: کیست که مانند مسیح بتواند بر آسمان قرب قدم بگذارد؟ در حالی که دل انسان از خارهای هوس پر است و به درد و رنج میافتد.
واعظ تو عندلیب نه یی، ورنه هر طرفچندانکه چشم عقل کند کار، گلشن است
هوش مصنوعی: واعظ تو مانند بلبل نیست که از آنچه میبیند گلایه کند. زیرا اگر تو به اطراف بنگری، به هر سمتی که نگاه کنی، زیبایی و گلزار وجود دارد.