شمارهٔ ۱۸۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بسته بودن درهای دنیوی و در عوض باز بودن در دوست (خدا) صحبت میکند. شاعر میگوید که با وجود نیکی و بدیها، تنها یک راه وجود دارد که منتهی به دل انسان میشود. او بر این نکته تأکید میکند که انسانها با ساختن خود و به وسیلهی آینه، به نوعی خودسازی میپردازند. اشکهایی که از شرم و گناه میریزند، همانند جوی آبی هستند که به دل میرسد. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز نمیتواند به پای زیبایی او برسد. در نهایت، واعظان تنها به دنبال مال و ثروت هستند، در حالی که انسانها به دلبستگی و عشق به جانان اهمیت میدهند.
درها همه بسته است، گشاده است در دوستدرهای شهان، طاق نماها ز در اوست
هوش مصنوعی: تمام درها بسته است، اما در دوستی که واقعی و بینظیر است، در همیشه باز است. درهای دنیا و زیباییهایش از طریق آن دوستی به نمایش گذاشته میشود.
با نیک و بدم، شیوه به جز یک جهتی نیستلوح دل من چون ورق آینه یک روست
هوش مصنوعی: دل من چون آینهای است که فقط یک طرف دارد و در آن تنها یک رفتار با نیکی و بدی وجود دارد.
با آینه آرایش خود رسم زنان استخود ساختن مرد به آیینه زانوست
هوش مصنوعی: زنان با آینه زیبایی خود را میآرایند، اما مردان برای ساختن شخصیت و خودآرایی به زحمت و تلاش نیاز دارند.
هر اشک که دیده ز شرم گنه آیدیک شعبه باریک ز آبیست که در روست
هوش مصنوعی: هر اشکی که از چشم به خاطر گناه و شرم فرود میآید، نشانهای از آبی است که در دل یک روستا ریشه دارد.
سنبل بر گیسوی تو، کم بوی تر از رنگگل پیش گل روی تو، بی رنگ تر از بوست
هوش مصنوعی: سنبل بر روی موهای تو، بویش کمتر از رنگ گل است و زیبایی چهرهات، بیرنگتر از بوی گلهاست.
واعظ ز تو سیم و زر و، از ما غم جانانما را عوض بالش زر، بالش زانوست
هوش مصنوعی: واعظ به تو میگوید که مال و ثروت میارزد، اما ما به خاطر عشق و درد دلهای خودمان به این چیزها اهمیت نمیدهیم. ما به جای بالش ناز و راحتی، به زانوهایمان تکیه میکنیم.